چون كسى اين كارها كند ، و الله كه تا الم عذاب و هول جهنم نبيند ، شفاعت به او نرسد . و از اين قبيل اخبار ، بسيار وارد شده است .
امّا صاحب حقّ ، حقّ او اين است كه هرگاه از او عذر خواهى و التماس و طلب عفو و حلّيت كنند ، قبول كند و رد نكند و منافع و ثواب ، عفو و اكرام و مضارّ عقاب و تلافى و انتقام را ، كه در فصل ششم گذشت ، به ياد آرد و ملاحظه نمايد كه اگر عفو نمايد ، اين بيچاره از عذاب نجات يابد و خود به درجهء محبت و ثواب و شفقت الهى ، فايز گردد و اگر عفو نكند ، آن محروم عذاب كشد و از آن عذاب به او هيچ نفعى نرسد و [ او ] از آن همه فضل و ثواب محروم گردد با اينكه به سبب اندك ظلمى كه در امر دنيوى شده ، سبب مغفرت گناه و زيادى ثواب و ارتفاع درجات و محبت الهى به اين گشته و اين براى او سبب دورى از خدا و زيادى گناه و قلّت ثواب و پستى درجات و احباط حسنات گرديده . پس او اگر چه دانسته نكرده ، امّا فى الحقيقه بر خود ظلم و به او احسان نموده [ است ] .
و از اهل بيت طهارت - ص - مروى است كه اگر كسى در جانب راست به تو دشنام دهد و به طرف چپ آيد و عذر خواهد ، قبول كن . و ايضا فرمودهاند كه كسى كه قبول عذر نكند ، شيطان است .
روزى حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - نشسته بود . پسرى كوچكى داشت و در پيش آن حضرت حاضر بود . غلامى كاسهء آشى آورد . از دستش افتاد . بر آن طفل خورد و او را كشت . غلام ترسيد اين آيه را خواند :
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ »
.
حضرت فرمود : خشم خود را فرو بردم . گفت :
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
. فرمود : تقصير تو را عفو كردم . گفت :
« وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » . فرمود : آزادت كردم .
و روزى حضرت امام حسين - عليه السلام - غلامى را به حاجتى فرستاد ، دير كرد ، از عقبش رفت . ديد جايى خوابيده و مگس بسيار سر و رويش جمع گرديده ،
هامش
( 1 ) . آل عمران / 134 .