تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و احاديث امر به او بسيار وارد شده . و گاه باشد ، [ كه غبطه ] واجب باشد . هرگاه آن چيزها واجب باشد . و اگر چه در چيزهاى دنيوى باشد كه نفع و ضررى به دين نداشته باشد بلكه مباح محض باشد ، مباح است . و احاديث مذكوره شامل همه تواند بود . چه مؤمنان خالى از مباحات نيستند . امّا اگر غبطه در محرّمات و مكروهات باشد ، مثل آنها حرام و مكروه خواهد بود . پس حكم غبطه ، مطلقا تابع حكم نعمت است كه غبطه در آن واقع مىشود . امّا چون نعمت‌هاى حرام و مكروه در نظر صاحب شرع ، داخل نعمت نيست ، بلكه و بال است . از اين جهت در احاديث مطلق وارد گشته كه غبطه از مؤمن است . و اگر كسى نعمتى داشته باشد و صرف حرام كند ، مؤمنان هرگاه راهى به ترك و دفع آن حرام نداشته باشند ، سواى زوال آن نعمت ، پس به ضرورت زوال او را خواهند ، براى اينكه دفع حرام شود اين را حسد نگويند و مذموم نيست ، بلكه ممدوح است . بلى اگر فاسقى كه اين قسم نعمت‌ها را نعمت مىداند و رغبت دارد ، زوال آن را خواهد ، به اين جهت ، داخل در حسد است . امّا چون در حرام است ، شايد به حرمت حسدهاى ديگر نرسد . و از اين جهت حسد مطلقا حرام است . و حسد سه قسم است : اوّل اينكه زوال نعمت را از محسود خواهد ، اگر چه به او نرسد و اين بدترين اقسام حسد است . دوم اينكه زوال نعمت از او خواهد ، و همان نعمت را بعينها براى خود خواهد . سوم اينكه زوالش از او و مثل آن را نه عينش را براى خود خواهد . و در اين قسم سوم دقيقه‌اى هست كه بسيارى از صلحاى عباد به آن مبتلا شوند . مثل اينكه كسى مىخواهد روزهء سنّت بگيرد . و اگر بگيرد مطابقه ندارد كه ديگرى هم بگيرد و تشويش و اضطرابى هم ندارد ، اگر خودش روزه نباشد . تمام اهتمامش اين است كه او را افطار فرموده ، اطمينان به هم رساند . و از افطار خود هم اين قدر تشويش ندارد .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 241 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى