گرداند ، پيش از آنكه روزى بيايد كه دينار و درهم نيابد و از حسنات بگيرند و به عوض به او دهند و اگر حسنات نداشته باشد ، از سيّئات او اضافهء اين نمايند . و ايضا فرمود : كفّارهء غيبت اين است كه هر بار كه بيادت بيايد براى او از جانب الهى طلب مغفرت نمايى كه او را بيامرزد .
كسى به خدمت حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - آمد عرض نمود كه مدّتى در دولت ظالمان عامل بودم ، هيچ كفّاره داشته باشم يا نه ؟ [ فرمودند ] : حقّ هر كس را به صاحبش برسان .
و ديگرى به رفاقت يكى به خدمت جناب حضرت امام جعفر - عليه السلام - رفته معروض داشت كه در ديوان بنى اميّه نويسنده بودم و مالى چند جمع كردهام كه چشم از مأخذش پوشيدهام . فرمود : اگر ايشان نويسنده و اعوان نيابند ، كى بر ما دست يابند و حقّ ما را بگيرند ؟ گفت : امّا از آنچه داشته باشيم [ چهكار بايد بكنيم ؟ ] .
فرمود : اگر بگويم مىكنى ؟ گفت : آرى . فرمود : از هر چه در آن عمل به هم رسانيدى بيرون آى و هر كه را مىشناسى حقّش را بده و هر كه را نمىشناسى برايش تصدّق كن ، من براى تو ضامن مىشوم . آن مرد رفت و چنان كه حضرت گفته بود عمل نمود حتّى جامهء طلايى كه پوشيده بود ، [ فروخت و حقّ همه كس را ] داد و اندكى بعد از آن بيمار شد . آن مرد كه رفيقش بود ، گويد : به عيادتش رفتم ، چشم گشود و گفت :
بدانيد كه آن حضرت به وعدهء خود وفا فرمود . و جان داد . پس به خدمت آن حضرت رفتم ، همينكه مرا ديد . گفت : و اللّه كه به وعدهء رفيقت وفا كردم .
و كسى به خدمت آن حضرت - عليه السلام - عرض نمود كه اگر كسى با كنيز كسى زنا كند ، توبهاش چيست ؟ فرمود : اينكه ديگر نكند و از صاحبش عذر خواهد كه او را حلال كند . گفت : اگر حلال نكند چون است ؟ فرمود : زانى و ضامن است .
گفت : پس به دوزخ مىرود ؟ فرمود : شفاعت حضرت محمّد - صلّى الله عليه و آله - و شفاعت ما به همهء گناهان شما وفا مىكند ، امّا به شفاعت خاطر جمع مكنيد كه
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢٣٧