تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

فصل دهم در ذكر احكام حسد

شيخ زين الدين [ شهيد ثانى ] - رحمه الله - حسد را هم از جملهء غيبت شمرده و غيبت قلبى نام كرده [ است ] . براى اينكه حسد ، محبت به زوال نعمتى است كه خداى تعالى به كسى عطا فرموده باشد ، خواه نعمت دينى و خواه نعمت دنيوى . پس در دل خود غايبانه آن مرد را به زوال نعمت ذكر كند كه اگر او بشنود و بداند ، بدش خواهد آمد . امّا چون اين توجيه خالى از تكلّف نيست و همچنين مبحث حسد ، مشتمل بر طولى بود ، ذكرش در فصل على حده مناسبتر مىنمود پس احكام حسد در چند مطلب - ان شاء الله تعالى - بيان شود .

مطلب اوّل در تعريف ماهيت حسد و ذكر احكام [ آن ]

بدان كه حسد چنان كه گفتيم بغض داشتن و بد داشتن است نعمت ديگرى را و خواستن كه از او زايل شود . و اين غير غبطه است . چه غبطه اين است كه مثل نعمتى كه در ديگرى هست ، براى خود ، خواهد . نه اينكه زوال او را از آن خواهد . و در احاديث آمده ، كه مؤمن غبطه مىدارد ، امّا حسد نمىدارد . و ايضا در حديث آمده كه غبطه از مؤمن است و حسد از منافق . و غبطه را بسيار باشد كه منافسه گويند . چنان كه در قرآن مجيد فرموده :
« وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ »
« 1 » . و غبطه و منافسه كه به معنى خواستن نعمت براى خود بدون اينكه از ديگرى سلب شود ، اگر در چيزهاى دينى و اخروى باشد ، ممدوح است . و در قرآن [ كريم ]
هامش
( 1 ) . مطففين / 26 .