يكى اينكه تنها حقّ الله است . مثل شرب خمر و ترك نماز و خوردن روزهء واجب بدون عذر شرعى و امثال اينها . و كفّارهء اين قسم گناهان اين است كه ميان خود و خدا پشيمان و شرمنده شود و به درگاه رحمت الهى توبه استغفار و تضرّع و زارى كند تا او را ببخشد و بيامرزد و از گناهش بگذرد و اگر قضا ، يا كفاره يا تلافى ديگر كه در شرع براى او مقرّر است دارد ، بجا آورد و به عوض كارهاى بد ، بعد از اين در عبادات و طاعات و كارهاى خوب بيفزايد . چون به اين شروط عمل نمايد و توبه و استغفارش با اخلاص باشد ، خداى تعالى به رحمت بينهايت خود ببخشد و عفو فرمايد .
قسم دوم : حق الله و حق الناس ، مثل دزدى و غيبت و ظلم و غصبيت مال و امثال اينها [ كه با حق الله ، حق الناس نيز هست ] . و كفّارهء اين قسم گناهان ، زياده از آنچه مذكور شد ، اين است كه اگر صاحب حقّ زنده باشد و مقدور شود و دست به او رسد هر چه از قبيل مال باشد به او يا ورثهاش پس دهد . و اگر دستش به ايشان نرسد به نيّت تصدّق به فقرا و وجوه برّ صرف نمايد .
و هر چه از قبيل غيبت باشد اگر داند كه ذكرش [ به شخصى كه غيبتش را كرده ] باعث رنجش و عداوت و ضررهاى ديگر نمىشود ، از صاحب حقّ التماس كند و معذرت خواهد ، تا او را حلال كند . و اگر در اظهار آن ، گمان فساد [ باشد ] يا حقّ از قبيل مال باشد و تلافى به نحو ديگر نتواند كرد از درگاه الهى براى او استغفار نمايد كه گناه او را بيامرزد و براى او دعاهاى مناسب كند . مثلا براى طفل ، دعاى حفظ و صحّت و عمر و رزق و توفيق ؛ و براى فاسق و ظالم ، دعاى توبه و هدايت و مغفرت ؛ و براى صلحا ، دعاى زيارت و تقوى ؛ و براى امرا ، مغفرت و رحمت و تأييد و عدالت و شفقت بر رعيت و بر اين قياس براى هر كس ، مناسب حال او دعا نمايد .
مروى است از حضرت رسالت - صلى الله عليه و آله - كه هر كس از مسلمى بر ذمّهء او مظلمهاى باشد ، از عرض يا مال از او طلب حلّيت كند و او را از خود راضى
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢٣٦