تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
علم زنده كند ، چنان است كه همهء مردم را حيات داده باشد و كسى كه يك نفس را به جهل بكشد و گمراه كند ، چنان است كه همهء مردم را گمراه نموده و كشته باشد . پس به مقتضاى اين آيات و احاديث ، بر علما لازم و واجب است كه علوم خود را به عبارتى چند كه اهلش از آن محروم نمانند و نااهلان به آن نرسند ، تعبير نمايند ، تا از عهدهء هر دو تكليف برآيند . و در اين كار تأسّى به سنت الهى و انبيا و ائمهء هدى - صلوات الله عليهم - نموده‌اند كه قرآن و اصل دين پيشين را مشتمل بر بطون متعدّده و متشابهه فرموده‌اند . تا مانند دريا [ هر كس ] متوجه آن شوند ، به قدر قابليت مستفيد و بهره‌مند گردد و هيچ كس از فيض نامنتهاى آن محروم نماند . كسى كه به قعر دريا تواند رفت به قدر رتبهء خود از جواهر و لآلى كه در آنجا است صاحب شود و ديگرى كه داخل آب شود ، از برودت و لطافتش انتفاع برد و جمعى كه به لب دريا روند از ديدن و صفات آن و تماشاى آن ، بهره برند . امّا جمعى كه كلام ايشان را نفهميده و به سوء ظنّ ، ايشان را كافر و فاسق مىگويند يا به حسن ظنّ خود گمراه مىشوند ، تقصير خودشان است . مثل مجسّمه و مشبّهه و امثال ايشان كه كلام الهى و حديث را نفهميده‌اند و به رأيهاى ضعيف باطل خود متمسّك شده و گرويدند . چه بر جهّال و ضعيفان ، « چنانچه جناب الهى فرموده :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
« 1 » ؛ يعنى اگر شما ندانيد از اهل بيت نبوّت و علما بپرسيد . واجب است كه آنچه ندانند از اهل علم سؤال نمايند نه اينكه پيروى اهواى كاسدهء خود نمايند . چون اين صحبت ميان خواصّ و عوام اين جماعت طول زيادى دارد بالضروره اين مبحث طولانى به هم رسانيد . ان شاء الله تعالى به بقيهء عذر رجوع نماييم . موضع پنجم از جمله عذرهاى گفتن و شنيدن غيبت ، جرح شاهد و راوى است و به اين سبب علماى كتب رجال ذكر نموده و تفسير ايشان به ممدوحين و
هامش
( 1 ) . نحل / 43 و انبياء / 7 .