پس امام موسى - عليه السلام - فرمود : چنان نيست كه تو گمان كردهاى ، از تو داناتر است . او گفته : كه موسى « غير امام » است ؛ يعنى كسى كه غير امام است موسى غير اوست . پس او به اين قول اثبات امامت من و نفى امامت غير من كرده .
اى بنده خدا اين گمانى كه به اين شيعهء ما نمودهاى از تو كى زائل خواهد شد ؟ اين گمان به غايت نفاق است ، از آن توبه كن .
پس آن مرد فهميد و دلگير شد . و گفت : يا ابن رسول الله من مالى ندارم كه تلافى او تواند نمود ، امّا عباداتى كه كرده و صلواتى كه بر شما فرستادهام و لعنى كه بر اعداى شما كردهام ، نصف اين همه را به او بخشيدم . فرمودند : حالا از آتش بيرون آمدى . اين بود ترجمهء اين حديث .
و در توجيه عبارت آن مرد به حسب قانون نحو ، به نحوى كه مطابق تفسير امام - عليه السلام - [ باشد ] اين حقير را چنين به نظر مىرسد كه لفظ غير مضاف به امام و امام مجرور به او نيست . بلكه آن مرد در وقت خواندن بر لفظ امام وقف نموده و لفظ غير كه خبر اين است مبنى بر ضم است ، به حذف مضاف اليه . مثل « يا تيم تيم عدىّ » و مضاف اليه محذوف لفظ غير ، الذي هو غير امام است ، و لفظ امام ، مرفوع و خبر دوم آن است و تقدير كلام چنين است كه « انّ موسى بن جعفر غير الذي هو غير امام . و معنيش اين است كه موسى بن جعفر غير آن كسى است كه امام نيست ، امام است . و از جمعى از علماى فاضل توجيهات ديگر شنيدم چون نپسنديدم ، به خاطر نگرفتم .
و امثال اين اخبار در اين باب بسيار وارد شده . پس خوب است مردم انصاف دهند و از حقّ نگذرند . هرگاه از اين عبارت كه آن همه جمع بسيار كه در آن مجلس و غير آن مجلس بودند ، شنيدند ، و سواى حضرت امام - عليه السلام - قصد او را نفهميدند و بعد از آن شنيدن ، تفسير آن حضرت هم تا حال علماى اعلام در توجيه آن متفق نيستند . و اگر اين تفسير نمىبود ، اينها هم نمىفهميدند آن بىچاره به آن
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢٣١