احكام ايمان و اسلام معامله كنند و از ادب اخوّت و مهربانى و شفقت بيرون نروند و در حضور و غيبت ، معاون و معاضد هم باشند و از روى كمال احتياط تأمّل و تعمّق و رجوع به براهين واضحه و دلايل لايحه نمايند و زود از جا بر نيايند و بر خود بيشتر رحم كنند . چه آنچه مىكنند و مىگويند ، اگر خلاف حقّ باشد ، اينها ظالم و آنها مظلوم [ مىباشند ] و دنيا هر چه باشد مىگذرد و ظالم را در آخرت عقاب شديد مىنمايند .
و اخبار مكرّر آمده از اهل بيت اخيار - صلوات الله عليهم - كه اهل اسلام را لعن و طعن نكنيد كه لعن چون از دهن بيرون آيد ، ميان قائل و مقول متردّد باشد . اگر او مستحقّ باشد ، بر او وارد شود و الّا به قائل .
و ايضا فرمودهاند : كسى كه ديگرى را كافر بگويد ، يكى از ايشان كافر باشند . چه اگر كسى را كه گفته ، كافر نباشد ، گوينده كافر شود .
و ايضا مروى است كه روزى يكى از خواصّ شيعه ، به حضرت امام موسى - عليه السلام - عرض نمود : - و اعضايش مىلرزيد و بر هم مىخورد - كه مىترسم فلانى منافق باشد و چنانچه خود را در خدمت شما مخلص و خالص مىنمايد ، نباشد . فرمود : چرا ؟ گفت : امروز در خانهء فلانى از اكابر بغداد بوديم ، صاحب خانه به او گفت : تو گمان دارى كه موسى به جعفر امام است ، نه اين خليفه كه بر تخت نشسته ؟ او در جواب گفت : « ما اقول هذا بل أزعم أنّ موسى بن جعفر غير امام و اعتقد أنّه غير امام فعلىّ و على من لم يعتقد ذلك لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين » .
ترجمهء اين عبارت اين است كه : من اين را كه گفتى نمىگويم بلكه اعتقادم اين است كه موسى به جعفر غير امام است و اگر اين اعتقاد نداشته باشم كه او غير امام است ، پس بر من و بر هر كه اين اعتقاد ندارد لعنت خدا و ملائكه و ناس باشد .
بعد از آن صاحب خانه گفت : خدا تو را جزاى خير دهد و بر كسى كه بدگويى تو كرد لعنت باد .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢٣٠