تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
با ايشان بغض داريم و چون تقصيرى نداريم ، مثاب و مأجوريم . امّا در واقع احتمال دارد كه آن شخص توبه و انابه كرده باشد . و همچنين در جانب ايمان و طاعت هرگاه كسى را ببينيم كه در ظاهر همهء اقوال و افعالش مثل مؤمنان و صلحا است و خلاف آن از او نمىبينيم ، او را مؤمن و صالح دانيم و با او محبت داريم و مأجور باشيم . و اين مثل آن است كه خود قاصر و مقصّر باشيم و ديگرى را طعن و لعن كنيم ، يا على العميا امام و مقتدا قرار دهيم و محبت و طاعتش را بر خود و ديگران لازم گردانيم . موضع چهارم اينكه اين هر دو طايفه در همهء اصول دين متفقند و در ساير فروع هم آن قدر اختلافى كه مورث تفسيق و تكفير شود ، ندارند و آن همه آشوب منحصر است در چند مسئلهء معدود و همهء ايشان ، آيات و احاديث كه در اين مسائل وارد شده ، مقرّ و معترفند و منكر هيچ‌كدام نيستند و ردّ قول خدا و معصوم نمىكنند و به همه ايمان دارند و همه را صدق و حقّ مىدانند و خلاف در ميان نيست مگر در فهميدن . و اين جمله كه گفته شد از تتبع احوال ايشان كمال ظهور دارد و اكثر علماى طرفين در غايت تقوى و تديّن و صلاح و ورع نيز هستند و ظاهر است كه مسأله‌اى كه اين همه جماعت علما با اين ديانت و تقوى و كثرت بىشمار سالهاى بسيار در آن مختلف و بر اختلاف خود بىصبر و مستقر باشند تا حدّى كه از تكفير و تفسيق بلكه از قتل و قمع نيز پروا نكنند ، ضرورى دين و همچنين آن آيات و احاديث محكم و يقين نخواهند بود . و ظاهر است كه فهميده‌هاى ايشان ، هيچ‌كدام ضرورى نيست و خلاف در غير ضرورى و محكم بالاتّفاق موجب كفر و فسق نيست . پس ايمان و تقواى ايشان ثابت و يقين است و كفر و فسق از همه از جهت اين مسالك ، منتهى است و بر تقديرى كه باشد اولويّتى به احد طرفين ندارد . پس به مقتضاى ثابت و محقق « اليقين لا ينتقض بالشك ابدا » اين جماعت بايد با هم به