مسئلهء كلّى يا جزئى ، هرگاه با ديگرى مخالفت كند ، هر دو را رسد كه طعن و لعن هم كنند . پس بنا بر اين چنان كه اين طايفه آن طايفه را تفسيق و تكفير مىكنند ، آنها را رسد با اينها چنين كنند و گويند : آنچه مىكنيم فى الله مىكنيم و توقّع اجر و ثواب داريم ، منجرّ به اين شود كه همهء مسلمين با هم منازعه و مجادله و قتل و قتال كنند ، و همه متوقّع اجر و ثواب هم باشند .
و ايضا دلايل قامعه و شواهد لامعه از قرآن و اخبار اخيار - صلوات الله عليهم - بر ابطال اين اجمال و بنا [ نكردن ] احكام بر ظنون و اوهام بسيار است . از آن جمله قوله تعالى :
« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
« 1 » و قوله
« إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً »
« 2 » و امثال اين آيات .
و از يكى از اهل بيت نبوت - صلى الله عليه و آله - مروى است در تفسير اين آيه ،
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
« 3 » ؛ يعنى كفّار علما و عبّاد خود را به جاى خدا پرستيدند . كه فرمود : و اللّه ، كه آن علما و عبّاد ايشان را به عبادت خود دعوت نكردند و اگر مىكردند ، ايشان اجابت نمىكردند ، امّا به آرا و اهواى خود و فتوا چند به آنها دادند و آنها تحقيق نكرده على العميا [ كوركورانه ] گرويدند و از عقبشان دويدند . و جناب الهى اين اطاعت على العميا را عبادت [ بزرگان ] فرمود . و ايشان را از اين جهت كافر و مشرك گردانيد . البته محبّ و مبغض وقتى معذور يا مأجورند كه از عهدهء تقصير بر آمده و سعى خود را بجا آورده باشند ، به هر نحو كه باشد .
و مراد از آن احاديث اين است كه هرگاه كسى از ديگرى كفر و فسق و آثار آن را به يقين بيند و داند و خلاف آن را از او اصلا نداند ، مثل اينكه ما مردى را پيش از اين به يقين مىديديم كه شراب مىخورد و فسق و ظلم مىكند و امروز هنوز از او توبه و ندامت و خلاف آن نديدهايم ، بنابر آنچه از اين شخص به يقين مىدانيم و مىبينيم ،
هامش
( 1 ) . حجرات / 12 .
( 2 ) . نجم / 28 .
( 3 ) . توبه / 31 .