تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
كرده باشند ، به خود ندهند و در حرف طرف خود اصلا تأمل نكنند . و چنانچه بيان نموديم ظاهر است كه اين محض غفلت و غرور از راه طلب حقّ به غايت دور است . چه ريش سفيد و عمر بسيار و عظمت شأن و رفعت مكان و كثرت جماعت و هر چه از اين قبيل امور باشد ، هرگاه عصمت نباشد ، هيچ‌كدام مقدمهء برهان نشوند ، و به كار تحصيل يقين نيايند . بلى امثال اين مقدمات در قياسات جدل و خطابه استعمال شوند . پس طالب حقّ بايد اوّل خود را از هر چه امثال اين مقال است بيرون آورد و به خلوص نيّت از هر چه اشباه اين عادات است ، تحرز كند . به حيثيتى كه هر چند او عظيم القدر و طرفش بىقدر باشد ، مضايقهء اطاعت حقّ نكند . بلكه اوّل قبول حقّ را ربقهء رقبهء اطاعت نمايد ؛ بعد از آن از راه طلب در آيد ، چنانچه جناب الهى به هفت جهت تأكيد وعده نموده كه
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » . به محض حقّ كه راه راست خدا است هدايت فرمايد . و در اين مقام نيز ، عزيزى را ديدم كه به محض اينكه دانست [ عقيده‌اش باطل است ] تبعيت نمىكرد و گمان مىكرد كه [ پايدارى در عقيدهء باطل ] مجاهدهء راه خدا و مصداق اين آيهء هدايت اعتلا [ مىباشد ] و به اين احتجاج مىنمود كه همهء معتقداتش حقّ و صدق خواهد بود ، و غافل شده از اينكه بىتجرّد از عادات باطله ، مدّعى سلوك راه خدا ، مصداق اين بيت منصوب به حضرت امير المؤمنين - ص - است :
ترجو النجاة و لم تسلك مسالكها * ان السفينة لا تجرى على اليبس
موضع دوم : اينكه عذر اوّل مىآورند كه اين جماعت اهل بدعتند ، وقتى راست آيد كه اقوال و افعال اين جماعت در واقع بدعت باشد و اين جماعت خود غلط نكرده و قاصر يا مقصر نباشند . و امّا اگر ايشان اهل حقّ و قول و فعلشان
هامش
( 1 ) . عنكبوت / 69 .