تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
مجملا از رجوع و تردّد به كسى منع كنند . و در واقع حسد در ايشان سبب اين معنى شده و خود گمان كرده‌اند كه تديّن و خير خواهى بر ايشان داشته [ ] . پس بايد غافل نشود و خود را به صورت طاعت ، گرفتار معصيت نكند . اگر نيّتش خالص و براى خدا است ، بكند و الّا فريب نفس نخورد و به دام شيطان نيفتد . مقام دوم كه اوّل خواصّ فريفتهء آن شوند بعد از آن عوام ، تقليد ايشان كنند ، اين است كه جمع بسيارى از علماى عظيم الشأن حتى شيعيان رفيع مكان ، امثال خود اعاظم كرام و اكابر ذوى الاحترام ، جرح و قدح و تكفير نمايند ، بر سر مسائل خلافى ميان ايشان كه آنها را بدعت و خلاف ضرورى و اجماع نام كنند . و گاهى متمسك شوند به اينكه اين جماعت اهل بدعتند ، و گاهى به اينكه ، بغض ما فى الله است و بغض فى الله ، موجب ثواب [ است ] پناه برند و در اين مقام غفلتى [ ما ] لا كلام ، قلوب اين علماى اعلام [ را ] احاطه نموده و شامل حال ايشان گشته ، يا از جهت افراط دنيا است و يا به سبب حب جاه و رياست كه شيطان در دل ايشان كشته . و اگر ايشان يا ديگران خواهند از عهدهء جواب اين شبهه برآيند ، بايد از راه انصاف و مهربانى نه از راه حميّت و جاهلى و نادانى درآيند و در چند موضع تأمّل نمايند : موضع اول اينكه علوم و معارف و همچنين عقول و افهام مراتب بسيار دارد و هر طايفه اهل مرتبه‌اى است و از اين جهت ، قرآن و حديث مشتمل است بر بطون متعدّده كه هر كس اهل هر بطن باشد ، ادراك آن كند و هر كس را نرسد كه طمع در مرتبهء ديگرى نمايد و الّا از مرتبهء خود هم بازماند . و مثلش مثل كلاغ و كبك شود . و اكثر مردم به اين سبب محروم از فضايل [ هستند ] كه به مرتبهء خود نسازند و به مرتبهء ديگرى نرسند . و آنچه گفتيم از تتبع قرآن و حديث به غايت ظاهر است . جناب الهى فرموده :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ »
« 1 » . بعد از آن فرموده :
هامش
( 1 ) . مائده / 101 .