« قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ »
« 1 » . يعنى اى مؤمنان سؤال مكنيد از چيزى چند ، كه اگر ظاهر شود از براى شما ، بد باشد و پيش از شما جمعى پرسيدند و چون جواب شنيدند ، كافر گرديدند .
و در حديث مشهور [ وارد شده كه حضرت پيامبر ( ص ) فرمودهاند ] : « لو علم ابو ذر ما فى قلب سلمان لكفّره » و در روايت ديگر « لقتله » . از اين قبيل است و بسيار غريب است كه بعضى از اين علما گويند : مراد از امثال اين آيات و احاديث ، تشيّع است . گويا ابو ذر را شيعه نمىدانند . و ايضا اخبار بسيار روايت شده كه ايمان ده جزء است ، و هر كس صاحب يكى از اين اجزا است . و در روايت ديگر آمده كه سلمان صاحب جزء دهم و ابو ذر در مرتبهء نهم بود .
و از حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - مروى است كه فرموده :
إنّى لأكتم من علمى جواهره * كى لا يرى العلم ذو جهل فيفتتنا
و قد تقدّم فى هذا ابو الحسن * إلى الحسين و وصى قبله الحسنا
و ربّ جوهر علم لو ابوح به * لقيل لى أنت ممّن يعبد الوثنا
و لاستحل رجال مسلمون دمى * يرون اقبح ما يأتونه حسنا « 2 »
و از جعفر صادق - ( ع ) - مروى است كه : سورهء قل هو الله احد و اوائل سورهء حديد تا
« عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ »
، مشتمل است بر اسرار علم ، چون خداى تعالى مىدانست كه بعد از اين قومى اهل تعمق و تدقيق خواهند آمد آنها را براى ايشان فرستاد .
و در كتاب جامع الأخبار روايت كرده از حضرت امام حسين - عليه السلام - كه
هامش
( 1 ) . مائده / 102 .
( 2 ) . اين اشعار به حضرت امام سجاد ( ع ) نسبت داده شده است . ر ك : تحفة المهدوية ، محمّد على مدرّس تبريزى خيابانى ، ص 19 .