تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
تعيين و هتك عرضش ، غيبت و معصيت است . كه از روى جهل و نادانى صادر گشته و چون تعمّد نكرده ، اگر چه ممكن است كه آخر غم بر او غالب شود . امّا گاه باشد كه ذكر مؤدّى به فساد و ضرر عظيم شود ، به حسب دنيا يا عقبا يا آن كس را از اين ذكر آن قدر بد آيد كه به مراتب بسيار ، ضررش زيادى كند . پس هرگاه [ احتمال ] نفع ندارد و احتمال ضرر عظيم دارد ، عاقل و كسى كه تديّن داشته باشد ، متعرض اين قسم كارها نشود . [ دوم ] : و امّا علاج « معذرت » ، اين است كه بداند كه هرگاه خود گناهى يا نقصى داشته باشد ، غيبت ديگرى عذر او نشود
« لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى »
« 1 » و بر تقديرى كه در دنيا اين عذر را قبول كنند و او را معذور دارند ، روز قيامت ، از او نشنوند ؛ كه گناه ديگرى ، كفّارهء گناه او نشود و گناه غيبت اضافهء غيبت اوّل شود .

فصل هفتم در ذكر كيفيت استعمال دواى غيبت

حقيقت اين عمل و اسباب و ادويهء آن به توفيق الله تعالى دانسته شد . و اكثر اين است كه ادويه تلخ و بد طعم و مكروه طبع مىباشد . پس در استعمال آنها ، علاجى سواى صبر بر تلخ و ناخوشى نيست . پس بايد كسى كه معالجهء غيبت نمايد ، تأمل كند و بيابد كه سبب و داعى او براى غيبت كردن چيست ، بعد از آن علاجهاى مشترك و مختص ؛ يعنى مفاسد و عقوبات دنيوى و اخروى كه مذكور شد ، به ياد آورد و خود را در ميان آن لذّت يا منفعت كه در آن وقت از غيبت طمع دارد ، مخيّر گرداند ، و ببيند كه صبر و تحمّل بر ترك آن بهتر و آسانتر است آن همه عذاب و عقاب و مفاسد و شرور عاجل و آجل . هر كدام را خوش كند ، اختيار كند . ظاهر
هامش
( 1 ) . فاطر / 18 .