تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
برنجاند . و ايضا از ايشان - ص - مروى است : كه حضرت رسالت - ص - با اسامة بن زيد شتر دوانيد ، شتر اسامه گذشت به اين سبب كه شتر آن حضرت بغى كرد بر شتر اسامه و با خود گفت رسول خدا بر من سوار است پس لازم است كه هيچ چيز بر چيزى بغى نكند . زيرا مگر كه خدا باغى را ذليل گرداند . و اگر كوهى بر كوهى بغى كند ، خدا او را از هم بپاشد . و حضرت امام جعفر صادق - ع - فرموده : هر كه را عجب به هم رسد ، هلاك شود . و ايضا فرموده : گناه كردن براى مؤمن بهتر است از عجب . و اگر چنين نمىبود ، خداى تعالى هيچ مؤمنى را به گناه مبتلا نمىكرد . و ايضا فرموده كه عالمى عابدى را ديد ، از او پرسيد : نمازت چون است ؟ گفت : از نماز مثل من كسى ، سؤال مىكنى ! ؟ اين قدر وقت است كه نماز مىكنم . پرسيد : كه گريه‌ات چون است ؟ گفت : اشكم از چشم روان است . عالم گفت : اگر خندان و ترسان مىبودى . بهتر از اين بود كه خودپسند و گريان باشى كه با خودپسندى ، هيچ عملى بالا نرود . علاج دو قسم ديگر كه شيخ زين الدين - طاب ثراه - ذكر فرموده ، به تقديرى كه داخل اقسام غيبت باشد : [ اوّل ] : امّا علاج « ترحّم » اين است كه اگر ترحّم و غيبت براى اين است كه براى او تحصيل چيزى شود ، وصف مريض پيش طبيب و وصف مبتلا پيش كريمان جايز است . چنان كه در مقدمهء رساله گذشت . و اگر همين غم و دلگيرى از جهت او باشد كه به اين بلاى دنيا يا دين مبتلا شده ، اين معنى ؛ يعنى آزردگى و دلگيرى ، از بلاهاى مسلمين ، خوب و موجب اجر عظيم است ، چنان كه خوش‌حالى از آن معصيت و موجب عذاب اليم است . پس هرگاه غرض اعانت و نفع او نباشد ، ذكر و