معلوم نيست كه آنچه در نظر دارد به عمل آيد . چه هرگاه ايشان هم بر اين مطّلع شوند ، البته نپسندند و چنين كسى را خوب ندانند ، و بر تقدير كه ايشان خوب دانند ، خوبى پيش مردم چون برابر شود با بدى پيش خداى تعالى ؟
دوم : ريا ، كه خود را در نظر مردم جلوهء خوب داده است .
سيم : تفوق و زيادتى بر مردم كرده .
چهارم : عجب ، كه خود و اعمال خود را پسنديده .
و هر يك از اينها گناهى است كه اگر بزرگتر از غيبت نباشد ، كوچكتر هم معلوم نيست كه باشد ، چنان كه در اخبار بسيار از اهل بيت اخيار - صلوات الله عليهم - وارد گشته و از هر كدام نمونهاى ذكر كنيم .
مروى است از ايشان - ص - كه هر ريايى شركى است . هر كس در عمل خير ريا كند ، خداى تعالى نظر شفقت و دست رحمت از او بردارد و او را به جمعى كه عمل را براى ايشان كرده ، واگذارد و ثوابش را براى ايشان حواله نمايد .
و حضرت پيغمبر - ص - فرمود : زمانى بيايد كه ظاهر مردم خوب و پاكيزه و باطنشان خبيث و آلوده باشد . آنچه كنند به طمع دنيا كنند و به ثواب خدا اكتفا نمايند . عبادتشان به ريا باشد و ترس خدا در دلشان نباشد ، خدا ايشان را به عقابى عام مبتلا كند كه مثل غريق ، دعا كنند و مستجاب نشود .
و حضرت امير المؤمنين - ع - فرموده : بغى صاحب خود را مىكشد ، تا به آتش .
و حضرت امام جعفر صادق - ع - فرموده كه شيطان به اعوان خود گفت : حسد و بغى در ميان مردم اندازيد كه اينها در پيش خداى تعالى برابر است با شرك .
و حضرت امام محمد باقر - ع - فرموده : نزديكترين انواع خير به ثواب نزديكى است و نزديكترين انواع ( اقسام ) شر به عقاب ، بغى و شرك است . و همين عيب كافى است كه كسى عيوب چند از ديگران ببيند و همان عيوب را از خود چشم بپوشد . و مردم را منع كند از كارى كه او خود ترك آن نمىتواند و همنشين را عبث
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢١٦