براى محض رفاقتى باشد و در عمل ايشان شراكت نكند ، و اين اگر چه بد است امّا موجب نسبت اصل آن فسق نيست چه به حسب شرع ، گاه باشد كه آن فسق موجب حد و رجم و قتل و مثل اين عقوبات باشد . و رفاقت را زياده از تعزير و تأديب نخواهد بود .
پس اگر به محض تهمت ، غيبتش كند و نسبت آن معصيت به او دهد ، بهتان كرده و خودش مستوجب حدّ شده در حالى كه او منزّه باشد .
و « تهمت » به معنى ثانى ، علاجش اين است كه دفع تهمت از خود تا ممكن است به نحوى بايد كرد كه نه خود متضرّر شود و نه ديگرى رسوا شود . و اگر به اين نحو مقدور نشود اگر چيزى باشد كه تحمّلش شرعا يا عرفا دشوار نباشد و موجب ضرر نباشد ، خود تحمّل كند و ديگرى را رسوا نكند بلكه مؤدّى به فسادهاى ديگر هم نگردد . مثل اينكه او مىداند كه ديگرى غيبت كرده ، اوّل بايد از خود انكار و اگر از پيش نرود ، و ديگرى را مجمل گويد و تعيين نكند . و اگر پيش نرود ، خود متحمّل شود و به عذر خواهى و كارهاى ديگر آن شخص را راضى كرده و آن كس كه غيبت كرده رسوا و ميان ايشان فساد نكند ، مگر اينكه به حسب شرع يا حرف تحمّل آن مشكل يا متعذّر باشد . مثل قتل و زنا و امثال اينها ، كه اگر به دفع و انكار و اجمال از پيش نرود ، و مؤدّى به قتل و ضرر خود و ابطال حقّ مؤمنى شود كه در اين وقت به ضرورت ، از باب شهادت و احقاق حقّ مسلم و دفع منكر ، حقّ را بايد گفت .
[ قسم پنجم ] : سوء ظن به دو معنى ، علاجش اين است كه تأمل كند كه هرگاه به محض توهم و گمان ، غيبت او كند ، بسيار باشد كه توهمش خلاف واقع باشد و در دنيا رسوا شود و خجلت و ملامت مردم در دنيا ، و ساير ضررهاى دنيوى ، اضافه غضب الهى و عذاب اخروى گردد . و حضرت امام جعفر - عليه السلام - فرموده :
كسى كه به مؤمنى گمان بد برد ايمان در دلش چون نمك در آب بگدازد .
[ قسم ششم ] : حسد ، علاجش اين است كه بداند حسد در حدّ كفر است .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢١٢