تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
جناب اقدس الهى - تعالى و تقدّس - را خوار و ذليل كرده و بندهء او را بر او مقدّم داشته . پس بالضروره به همين عمل از جانب جناب حقّ مستحقّ عذاب اليم و نكال عظيم گشته و به نسبت غيبت كسى كردن ، آن شخص انتقام از وى خواهد كشيد . كه برابر باشد با آنچه وى با او كرده است . و حضرت رسالت - ص - فرموده : كسى كه براى رضا و خوش آمد پادشاهى ، خدا را برنجاند ، از دين خدا و ولايت اسلام بيرون رود . و ايضا فرموده : كسى كه براى رضاى مردم ، خدا را برنجاند ، خداى تعالى چنان كند كه كسى [ كه ] مدح او مىكرد ، ذمّش كند . و كسى كه طاعت خدا را اختيار كند بر غضب مردم ، خداى تعالى عداوت هر عدوّى و حسد هر حاسدى و بغى هر سركشى را از او دفع كند و خداى تعالى ناصر و پناه او باشد . [ قسم سوم ] : تصديق خبر ، پيش از اينكه تحقيق كند ، علاجش اين است كه بداند جناب الهى فرموده :
« وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ »
« 1 » ؛ يعنى : مرو براى چيزى كه نمىدانى ، پس هرگاه كسى ندانسته بگويد ، زياده از گناه غيبت است . نسبت به آنكه بدانسته گفته ، خود را در معرض مخالفت خداى تعالى درآورده و خدا را با خود دشمن كرده و از تخم معصيتى كه كاشته چه حاصل ، كه برابر دشمنى خدا باشد . [ قسم چهارم ] : تهمت به معنى اوّل ، علاجش اين است كه بداند كه به محض اينكه كسى متهم و در معرض توهم و گمان بد باشد ، مستحقّ غيبت نشود ، مثل اينكه كسى را در مجلس فسّاق و شراب‌خواران يا در راهى ، رفيق ايشان ببينى ، به محض اين نتوان گفت كه مثل ايشان و در فسق شريكشان است . چه تواند كه رفاقتش در مجلس يا در راه ، بىقصد و علم او ، اتفاقى باشد كه رو داده يا ملجأ و مجبور يا براى حاجت و ضرورتى كه وقتش تنگ است رفته ، بلكه شايد براى نصيحت و نهى از منكر باشد . و بر تقديرى كه به اختيار و بىضرورت باشد ، شايد
هامش
( 1 ) . اسراء / 17 .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 211 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى