خود رود و اگر توبه نكند ، هر بار كه گناهى [ مىكند ] ، ظلمت زياد شود تا وقتى كه نور بالكليه [ از دلش ] برود و دل تمام سياه شود ، و ديگر قابل آمرزيدن نباشد و غير آتش دوزخ علاج ديگر ندارد .
و حضرت امير المؤمنين ( ع ) روزى كسى را ديد كه حرفهاى بىفايده مىگفت و هرزها مىسرود ، فرمود : اى بندهء خدا هر چه مىگويى فرشته مىنويسد و نامهء اعمال تو را پيش خدا مىخواند و همه را به عرض صاحب او مىرساند . شرم دار كه چون عملت در حضرت خدمت او خوانده شود ، اين قسم سخنان بيهوده و كارهاى ناستوده در آن باشد . گويند : بعد از آن ديگر كسى آن مرد را خندان نديد .
و حضرت پيغمبر ( ص ) فرمود : كسى كه فرج و زبان خود را نگاه دارد ، به بهشت رود . ابو ذر - ره - گفت مگر بر حرفى كه از زبان ما بر آيد ، ما را مؤاخذه مىكنند ؟
فرمود : آدمى را سرازير در دوزخ نمىافكنند ، مگر به سبب آنچه با زبان حاصل كرده است . و ايضا احاديث بسيار وارد شده كه بسيار گفتن ، هرگاه ذكر و دعا و اعانت و قضاى حاجت و اصلاح ميان مسلمين و از اين قبيل سخنان از امور دين يا حرفهاى دنيا كه براى رضاى خدا باشد ، نباشد ، اگر چه معصيت هم نباشد ، همين كه لغو و بيهوده و بىفايده باشد ، دل را سخت و سياه و تاريك و از خدا دور كند . پس غيبت و معصيت باشد ، ببين كه چه باشد و با صاحبش چه كند .
و امثال اين احاديث در باب غيبت و سخنان بىفايده و گناهان زبان بخصوص و ساير گناهان بعموم زياده از آن آمده كه در اين رساله گنجد . و از افلاطون منقول است كه گفته : روى خود را در آيينه ببين ، اگر خوب است كارى بكن كه مناسب آن [ باشد ] و بد را قرين خود مساز ، و اگر بد است دو بد را قرين و با هم جمع مگردان .
و امثال اين كلمات در باب مواعظ از حكما و علما بسيار صادر شده كه اوقات صرف ذكر آنها كردن ، مؤدّى به تطويل شود . نهايت به توفيق خداى تعالى حقيقت روح و بدن را در صورت چند مثال ذكر كنم اگر كه خداى تعالى خواسته باشد ، شايد
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٢٠٢