تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
بزرگى به مردى گفت : شنيده‌ام كه چنين و چنان گفته‌اى ، گفت : نگفته‌ام . دانائى حاضر بود ، گفت : نمّام راست گويى است . گفت : راست گفتى . و به آن مرد گفت : برو به سلامت .

فصل پنجم در ذكر اسباب غيبت

چون معلوم شد كه غيبت مرضى است عظيم كه مفسد دين و دنيا و آخرت است پس بالضروره ، ضرور است سعى و اهتمام در علاج آن به فضل الهى . و چنان كه [ معالجهء ] امراض جسمانى موقوف است اوّل بر شناختن مرض و سببش و بعد از آن بر دانستن دوا و استعمالش ، همچنين بناى معالجهء نفسانى بر اين چهار ركن اعظم است ، پس اگر خواهند علاج غيبت را ، كه از جمله كباير امراض مهلكهء نفسانيت [ است ] نمايند بايد در رعايت اين اركان ، اهتمام تمام بجاى آور [ ن ] د تا به توفيق الهى از عهدهء علاج آن برآيند . امّا شناختن مرض غيبت ، در مقدمهء اين رساله كه مشتمل بر تعريفش بود بيان شد ، پس - إن شاء الله - در اين فصل و دو فصل بعد از اين ، شرح سه ركن ديگر نماييم و چون معرفت سبب هر علّت مقدّم است بر علاجش ، ابتدا به شرح اسباب غيبت نموده ، گوييم : اسبابى كه داعى و باعث خردمند بر غيبت كردن [ مىشود ] ، چنان كه حضرت امام همام جعفر صادق ( ع ) اشاره به آن فرموده ، ده چيز است : شفاى غيظ ، مساعدت قومى ، تصديق چيزى بىكشف ، تهمت ، سوء ظن ، حسد ، سخريه ، تعجب ، تبرّم و تزيّن « 1 » .
هامش
( 1 ) . قال الصادق - عليه السلام - : « أصل الغيبة يتنوّع بعشرة أنواع ، شفاء غيظ و مساعدة قوم و تصديق خبر بلا كشف و تهمة و سوء ظن و حسد و سخريّة و تعجّب و تبرّم و تزيّن » . مؤلف در ادامهء اين بحث تك تك هر يك از اين موارد را شرح و توضيح مىدهد .