و همهء آنچه گفته شد اگر راست و موافق واقع است ، غيبت است . و امّا اگر خلاف واقع باشد ، بهتان است كه بدتر از غيبت است ، چنان كه پيشتر گذشت و بسيار شود كه بعضى مردم از نادانى چنان نمايند كه خود را از غيبت كردن نگاه داشتهاند و حال اينكه با غيبت معصيت ديگر جمع كردهاند . مثل اينكه كسى مذكور شود ، گويند الحمد للّه كه ما را مبتلا به حب رياست ، حب دنيا يا فلان يا فلان نكرده يا گويند نعوذ باللّه از بىحيايى يا بىتوفيقى ، يا خدا ما را از فلان حفظ كند و امثال اينها در لباس شكر خدا و استعاذه . و دو گناه را جمع كردهاند ، غيبت و ريا . مثل اينكه فلان كس خوب كسى است ، تقصير در عبادت نمىكند امّا مثل همه مبتلا است به ناتوانى و بىصبرى يا فلان يا فلان كه در مذمّت خود را با او شريك مىكنند . و سه گناه را جمع كرده از غيبت و ريا و مدح خود كه ما از جملهء صلحا و شبيه با ايشانيم .
و از جملهء اقسام خفيّهء غيبت كنايه است . [ مثل ] اينكه بسيار باشد كه عيب كسى را گويد و بعضى اهل مجلس غافل باشند ، ديگرى به قصد اعلام ايشان مىگويد سبحان اللّه حرفى بود يا من اين گمان نداشتم و مثل اين كلمات ، و گاه باشد كه سبحان اللّه يا لا إله الا اللّه و مثل اين ذكرها كنند و منّت بر خداى تعالى گذارند كه ذكرش كردهاند و حال اينكه ذكر خدا را وسيلهء معصيت او كرده و گناه او را مضاعف نموده [ است ] . و از جملهء لطايف اقسام غيبت اين است كه كسى شخصى را مىگويد و ديگرى از روى تعجب گوش مىكند و اظهار غرابت اين حكايت مىكند تا گوينده بيشتر گويد و اهتمام در كلام خود بيشتر كند ، و اين شخص اگر چه خود نگفته امّا او را به عوضش كه منع كند بر سر كار آورده و تحريك زيادى كرده هم در گناه غيبت كردن ، شريك شده و هم صاحب معصيت شنيدن [ غيبت ] گشته .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص١٨٧