تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
پس به اين سبب نيز محتاج به رئيس كه حقايق همهء اين‌ها را بىكسب و تجربه بداند . پس انسان از چندين جهت محتاج است به رئيس توانا و دانا به حقايق همهء حوايج دنيا و آخرت بىكسب و تجربه ، بلكه به محض وحى و تعليم الهى ، و رئيس بدين معنى پيغمبر و امام است . و صلاح ميان آن قسم جمعيت و ميان ايشان و رئيسشان موقوف است بر محبّت و الفت و اهتمام تمام ، تا همه اعانت و اطاعت به هم نمايند و به كار هم بيايند . و غيبت كردن و هر چه مثل آن باشد كه مورث كينه و عداوت و بغض و تفرّق جمعيت شود ، همهء اينها نقيض نبوّت و امامت و مؤدّى به فساد عظيم در دين و دنيا است . پس هر كس در اين امور دخيل باشد به قدر سعى خود ، دخيل شود در ابطال نبوّت و امامت ، و افساد دين و دنياى تمام است و نقض غرض الهى كه صلاح دنياى عباد و بلوغ نهايت درجات كمال است در معاد ، كرده خواهد بود . و به اين سبب است كه در احاديث آمده ، كه اصلاح ذات الناس [ بين مردم ] افضل است از همهء عبادات ، و اين هم كه گفتيم از غيبت كردن ناشى [ مىشود ] ، نه به اين معنى كه مخصوص غيبت است بلكه به اين معنى كه آن هم سبب ، بلكه اعظم اسباب است . گرچه اسباب ديگر هم بسيار داشته باشد .

فصل دوم در ذكر اقسام غيبت

در مقدمهء اين رساله دانسته شد كه حكايت هر چه دلالت كند بر غيبت به قصد مذمّت كه آن شخص را از آن بد آيد ، غيبت است . [ و آن ] منقسم شود به دو وجه ، هر كدام به چند قسم : وجه اول : نفس حكايت به قول باشد يا به فعل و نوشته نيز باشد و چنان كه تصريح باشد ، يا به كنايه و رمز و اشاره نيز مثل آنكه گويى فلان كس جاهل است ، يا