تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
عالمگير شود . هفتم : شيوع اين كارها مؤدّى به تفريق اهل اسلام و ضعف دين و قوّت مخالفين گردد . و گاه باشد كه منجرّ به رفع آنان از مؤمنان شود . و هر كس در هر يك از اين معاصى و مناهى ، قدرى دخل داشته باشد ، خواه به ابتدا كردن و خواه به مدد كردن و خواه به شنيدن و خواه به منع كردن ، مجملا به هر نحو دخلى كه داشته باشد ، به قدر دخل خود در گناهش شريك باشد . هشتم اينكه : غرض اصلى در اين كه جناب الهى آدم را آفريده اين است كه تحصيل معرفت او كنند و او را بشناسند و لوازم طاعت و مراسم عبادت او را بجا آورند ، تا به مقام شرف و عزّت و فضل و قرب و جوار او فايز گردند . و حصول اين مقام موقوف است بر اين كه اوّل معرفت را بفهمند و بشناسند و بعد از آن اسباب تحصيل او را بدانند ، بعد از آن به مقتضاى او عمل كنند . و اين مجموع موقوف است بر اينكه زنده باشند . و عمر دنيا موقوف است بر حوايج مأكول و ملبوس و سكنى ، و تحصيل همهء اسباب اينها از ده كس و صد كس نيايد . بلكه جمعى بسيار بايد با هم در يك مكان جمع شوند و هر طايفه مشغول كارى گردند و اعانت هم كنند و ميان ايشان دادوستد و معامله واقع شود . و از اين جهت ميانشان منازعات و محاربات به هم رسد و محتاج شوند به رئيس و حاكمى كه عالم به حقايق هر كس و جزاى ظلم و جور و تعدّى ايشان ، و قادر بر قوانين حرب و جهاد باشد ، تا عدل به ميان ايشان به عمل آيد . و ايضا چون بدن انسان مركّب است از عناصر متضادّه و محتاج است به اغذيه و اشربهء متنافره و مشتمل است بر اخلاط متنازعه و واقع است در معرض ورود حادثات متواتره از سرما و گرما و ساير آفتها كه از خارج بدن عارض مىشود ، پس محتاج است از اين جهت به تدبير غذا و دوا و حفظ و صحّت و دفع مرض ، و ظاهر است كه همهء اينها به تجربه حاصل نتواند شد .