فصل سيم در ذكر امور چند كه اگر چه نام خاص دارند و نهى مخصوص دارند امّا فى الحقيقه از اقسام [ غيبت ] هستند
1 - نميمه : نميمه يعنى سخنچينى ، يعنى حرف بدى كه كسى براى كسى گفته باشد از زبان گوينده براى او نقل كنى . مثل اينكه گويى فلان كس از براى تو فلان گفت .
و نميمه هم مثل غيبت اعم است از اينكه به قول باشد يا به فعل ، صريح باشد يا به كنايه و رمز و كتابت و اشاره ، چه مقصود كه ايذا و ضرر است از همه حاصل شود ، و ظاهر است كه اين نوعى از غيبت است . بلكه بدترين انواع آن است چه با وجود غيبت ، متضمن افساد ميان ايشان نيز هست و افساد بين الناس اگر اعظم از غيبت نباشد ، كمتر هم نيست . پس هرگاه با هم جمع شوند ، مجموع البته اعظم از هر يك باشد و آيات و احاديث چنان كه مذكور مىشود ، صريح است در اين معنى .
[ اما احاديث در اين مورد عبارتند ] :
از حضرت رسالت و اهل بيت طاهرين - صلى اللّه عليهم اجمعين - مكرر روايت شده كه بدترين مردم جمعى هستند كه نمّامى كنند و ميان دوستان فتنهانگيزند و براى بىعيبان عيب جويند .
و ايضا فرمودهاند كه « دوستترين شما در نزد خدا آنانند كه خوشخلقتر و با مردم سازگارترند كه ايشان با مردم و مردم با ايشان الفت مىگيرند ، و دشمنترين شما در پيش خداى تعالى آنانند كه ميان دوستان جدايى افكنند و براى بىعيبان عيبجويى كنند » .
و ايضا فرمودهاند : هيچ نمّامى داخل بهشت نشود .
و ايضا حضرت رسالت - ص - فرمودهاند « چون خداى تعالى بهشت را آفريد ، فرمود حرف بزن ، گفت سعادت يافت هر كه داخل من شد . بعد از آن جناب جبّار