كيستى ؟ كه خداى تعالى به بركت تو بر ما منّت بگذاشت و عذاب را تخفيف داد .
آن حضرت فرمايد : كه من محمّد ، رسول خدايم به شما ، و الله كه عذاب شما بر من بسيار دشوار و بر خاطر من بار است . ايشان هم شكوهء آنچه از عذاب كشيدهاند به خدمت آن حضرت عرض كنند . پس ايشان را از آتش بيرون آرد ، همه مثل زغال سياه و سوخته ، بعد از آن مالك طبق را بر كافران بپوشد ، چون ايشان مؤمنان را ببينند كه بيرون رفتند آن وقت تأسّف خورند و آرزو كنند كه كاش مسلمان و شيعه مىبودند تا مثل ايشان نجات مىيافتند .
و چون آن سرور ، مؤمنان را بيرون آرد و با خود ببرد در بهشت در آنجا نهرى است نامش چشمهء حيات ، در آن نهر غسل كنند ، چون از آب بيرون آيند همه جوان و تر و تازه و خوش صورت و صاحب جمال و سرمه كشيده و همه مثل ماه تابان باشند و بر پيشانى ايشان نوشته كه اهل جهنّم و آزادكردگان خداى عالمند ، و چون داخل بهشت شوند ، اهل بهشت چون نوشته بر پيشانى ايشان ببينند ، به يكديگر نمايند و اشاره كنند كه اين جماعت گناهكارانند . از اين معنى به خدمت حضرت رسالت و اهل بيت طهارت او - صلوات اللّه عليهم - شكايت كنند ، ايشان را به چشمهء كوثر برند غسل فرمايند ، شسته و پاكيزه گشته از آب بيرون آيند و از دوزخ ، در ايشان اصلا نشانى نباشد .
بعد از آن ايشان را مثل ساير مؤمنان ، در روضات جنان هر كس را به جاى خود نشانند و هر كدام را به قدر و مرتبه و عمل خود به نعمت و ثوابى كه بايد ، رسانند .
مطلب چهارم در صفت بهشت و حال اهل بهشت
وصف بهشت چنان كه هست ممكن نيست . چه هر چند كسى در وصف آن مبالغه