تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
درد آوردى ، چون بر مفارقت ايشان صبر كنم كه مدّتها در هدايتشان جفا ديدم و بر سر تربيتشان آزارها كشيدم ؟ پس آن سيّد بشر و اهل بيت آن سرور و جمعى ديگر از انبيا و اوليا به رقافت ايشان برخاسته ، به درگاه مغفرت الهى روند . چون به مقام ميكائيل رسند ، ميكائيل گويد : اى سيّد عالم كجا مىروى ؟ گويد : پيش خداى - عزّ و جلّ - ميكائيل گويد : اى حبيب خدا هيچ كس از اينجا بىاذن او نگذرد ، پس ندا از پيش خدا آيد كه اى محمّد بيا . پس از آنجا برود تا به مقام اسرافيل رسد . اسرافيل گويد : اى حبيب و برگزيدهء خدا كسى از اينجا بىاذن او نگذرد ، هر كه از اينجا بگذرد ، نور عرش او را بسوزاند . باز از پيش خدا ندا آيد كه اى محمّد بگذر ، بگذرد تا به مقابل عرش رسد و گريه كنان به سجده افتد . ندا از پيش جناب الهى آيد ، كه امروز روز ركوع و سجود نيست ، روز شفاعت و عذر خواهى است ، سر بردار و هر چه خواهى بگو و هر چه خواهى بخواه و هر كه را خواهى شفاعت نما كه هر چه طلب كنى به اجابت مقرون و هر چه سؤال نمايى قرين عطا است . پس آن سرور سر بردارد و گويد : اى كريمى كه هرگز خلاف وعده نكنى به وعدهء من وفا نما و شفاعت مرا اجابت فرما و امّت مرا كه مدّتها براى ايشان در راه تو آن همه بلاها كشيدم به من ببخشا . جناب الهى گويد : برو و هر كه « لا إله الّا اللّه و محمّد رسول اللّه و علىّ ولىّ اللّه » مىگويد ، از آتش بيرون آر . پس آن حضرت به جانب جهنّم متوجه شود ، چون مالك ، آن حضرت را ببيند ، به تعظيم و خدمت از جا برخيزد ، آن سرور امر كند در دوزخ را بگشايد و طبق را از روى آتش بردارد ، همين كه آتش آن سرور را ببيند ، سرد شود و خاموش شود به حدّى كه اهل جهنّم سردى آتش را احساس كنند و سر بالا كنند ، چون آن حضرت را بينند گويند : اين جبرئيل نيست ، بهتر از جبرئيل است ! بعد از آن سؤال كنند : تو