تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
شود ، مالك گويد : كاش اين گريه را در دنيا از ترس خدا كرده بوديد تا امروز از آتش ايمن مىبوديد . بعد از آن مالك به خدمهء دوزخ امر كند كه ايشان را به آتش اندازند همه يك بار [ ه ] ، لا إله الّا اللّه ، گويند . آتش از ايشان بگريزد و مالك گويد : اى آتش ايشان را بگير ! گويد : چون بگيرم « لا إله الّا اللّه » مىگويند ! مالك گويد : امر خدا چنين است ، بگير ، پس آتش از هر جانب به جانب ايشان رود و در ميان [ ميانشان ] گيرد ، بعضى را تا پاشنهء پاى و بعضى را تا زانو و بعضى را تا سينه و بعضى را تا گلو ، و همين كه آتش مىخواهد بر روى ايشان بگيرد ، مالك گويد : رويشان را مسوز [ ان ] كه مدّتى سجدهء خدا كرده‌اند و دلشان را مسوز [ ان ] كه در روزهء ماه رمضان تشنگى كشيده‌اند و با اين حال در دوزخ بمانند تا وقتى كه حكم خدا به منتها رسد . و [ چون ] خواهد ايشان را بيرون آرد ، امر فرمايد كه درهاى ميان اين طبقهء دوزخ و طبقه‌هاى ديگر را بگشايند تا مؤمنان و كافران و شيعيان يكديگر را ببينند . كافران به مؤمنان و شيعيان از روى شماتت و سرزنش گويند : آن همه عبادت و طاعت كه شما كرديد در محبّت و پيروى دوازده امام به چه كار شما آمده و بر ما كه نكرديم چه زيادتى داريد ؟ آخر عاقبت همه عذاب شد . ايشان در جواب گويند كه دروغ گفتيد ما به سبب كارهاى بدى كه مثل كارهاى شما است ، به دوزخ رفتيم و اميد داريم كه بعد از اين خدا به رحمت و محبّت دوازده امام و طاعت و پيروى [ كه از ] ايشان كرديم ما را از عذاب بيرون برد و به جوار رحمت خود و خدمت ايشان رساند ، بعد از آن متوجّه مناجات و استغاثه به درگاه الهى گشته ، گويند : يا ارحم الراحمين يا حنّان يا منّان ، به رحمت خود و شفقت محمّد و آل محمّد بر ما رحم كن . پس جناب الهى به جبرئيل گويد : برو ببين كه عاصيان اين امّت چه حال دارند ، جبرئيل پيش مالك آيد و مالك در ميان جهنّم بر كرسيى از آتش نشسته ، جبرئيل را