تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
خود آفريده . و بعضى نهرها عسل مصفّا كه در هفتاد حرير نور صاف شده نه كه از مگس و زنبور آمده بلكه خداى تعالى آن را از شيرينى انس و محبت خود آفريده ، يك قطره از آن عسل را به هفتاد آب شسته و دنيا آورده و بعد از آن همهء شيرينيهاى دنيا را از آن آفريده‌اند تا اهل دنيا طاقت چشيدن آن توانند آورد . و بعضى نهرها از شير ، شيرين‌تر از شكر و گواراتر از شير مادر ، نه شيرى كه از پستان حيوانى آمده باشد ، [ بلكه ] شيرى است كه خداى تعالى از شيرهء معرفت و محبّت وجود خود آفريده ، و بعضى نهرها شرابى در نهايت شيرينى و خوش طعمى و خوشبويى و در غايت لذّت و لطافت هستند كه هر چند بسيار خورند هرگز مستى و بيهوشى و درد سر و خمار نبينند ، نه شرابى كه از انگور و نيشكر است [ بلكه ] شرابى است كه خداى تعالى از نشئهء تماشاى جمال حضرت خود آفريده و اين نهرها از زير عرش بيرون آيند و از هر كدام به خانهء هر يك از مسلمين نهرى جدا شود كه عرضش به قدر ما بين مشرق و مغرب [ است ] و در كنار هر نهرى سراسر از دو جانب كاسه‌ها و جامها همه از لعل و ياقوت و جواهر ، هر يك در دست غلامى و حورى حاضر ايستاده كه هر وقت و هر جا همين كه رغبت كنند فى الحال به دستشان دهند . و درختهاى بهشت هر كدام از يكى از جواهرات است ، بعضى از ياقوت و بعضى زمرّد و بر اين قياس ، همه از بالا تا پايين پر از ميوه‌هاى رنگارنگ از انواع مختلف كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و هيچ كامى نچشيده ، از هر شاخى كه ميوه بچينند ، فى الحال بجاى آن ، مثل آن برويد كه هيچ فاصله نشود و هيچ تفاوت با آنكه بود ، نداشته باشد . و علف و گياه بهشت تمام ريحان و زعفران و انواع گلهاى رنگين خوشبو [ است ] . گاهى يك گل به صد رنگ آراسته و گاهى صد گل به يك رنگ پيراسته ، اگر
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 165 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى