ترس بلند گردد ، مدّتى در ميان اين دو آتش مىسوزند و با بيچارگى مىسازند ، گاهى ترس عذاب آتش در جانشان و گاهى اميد رحمت ، آبى بر آتششان مىريزد ، تا وقتى كه به سبب اين حسرت و حيرت گناهانشان تخفيف يابد يا رحمت يا شفقت و شفاعت به فريادشان رسد ، از آن زندان خلاص شوند و به بهشت روند ، و اگر - نعوذ بالله - گناهان ايشان از اين هم بيشتر باشد و به اين دو آتش هم كه هر كدام تنها دوزخى است افروخته ، سوخته نشود و لا علاج احتياج به سوختن دوزخ باشد .
بعد از آنكه [ از ] حساب خلايق و حكم ميان ايشان فارغ شوند ، صراط كه راه بهشت است بر روى دوزخ نصب كنند و صراط باريكتر است از موى و برندهتر از شمشير ، سه هزار سال راه است ، هزار سال سر بالا و هزار سال هموار و هزار سال سرازير ، و هفت پل بر صراط نصب كنند و در هر يك مردم را نگاه دارند و احوال اعمال ايشان را پرسند .
در پل اوّل از وضو سؤال كند و در پل دوم از نماز و در سيم از زكات و در چهارم از روزه و در پنجم از برّ والدين ؛ يعنى خدمت و مهربانى ايشان و در ششم از امر به معروف و نهى از منكر و در هفتم از نيكى و مهربانى و سرپرستى عيال و خويشان و همسايگان سؤال نمايند .
هر كس در همهء اينها جواب گفت و از عهده بر آمد ، خلاص شود و از هر كدام كه عاجز شوند ، به دوزخ افتند .
و هر كس به قدر مرتبه و عملش از صراط بگذرد ، بعضى مثل برق تا چشم بر هم زنند گذشته باشند و بعضى مثل اسب به دو و بعضى مثل قاطر تندرو و بعضى به زانو نشسته گاهى به رو افتند و گاهى با دست روند و بعضى افتان و خيزان مىروند و از هر طرف آتش بر ايشان حمله كند و به جانب ايشان دراز شود .
و در حديث ديگر آمده كه بر صراط سه پل نصب كنند . بر يك پل امانت و رحمت ايستند ، و بر دويم نماز ، و بر سيم حضرت رب العزّه و خلايق را امر كند كه از
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص١٥٣