تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
هم گويند : امروز ما را كه شفاعت كند و شفاعت كدام شفيع قبول شود ؟ بعضى ديگر گويند : برويم پيش پدر همهء آدميان ، آدم ( ع ) . چون به خدمت آن حضرت روند ، گويد : مرا از خوردن گندم منع فرمود من خلاف آن نمودم مرا شرم مىآيد كه شفاعت ديگران كنم ، برويد پيش نوح او هم عذرى گويد و همچنين حضرت ابراهيم و موسى و عيسى - على نبيّنا و آله و عليهم السلام - روند ، هر كدام عذرى گويند كه ما از اين جهت رخصت شفاعت نداريم . آخر همه به خدمت حضرت سيد المرسلين - صلّى اللّه عليه و آله - رفته ، گويند : اى رسول خدا و اى سيّد انبيا ، اى صاحب تاج كرامت و منبر عزّت و رفعت ، اى خير بشر و شفيع روز محشر ، به رو سياهى ما ترحّم نما ، و بر بيچارگى ما شفقت فرما كه دست ما از كار رفت و كار ما از حدّ گذشت . آن حضرت چون تضرّع و زارى ايشان را شنود ، پيش عرش سر به سجده افتد ، از جانب خداى بىهمتا ندا آيد كه امروز ، روز ركوع و سجود نيست ، روز شفاعت و دستگيرى است ، سر بردار ، هر چه خواهى ، بخواه و هر كه را خواهى شفاعت كن . پس آن سرور سر برداشته حضرت رب العزّه به او و اهل بيت طاهرين او ( ص ) گويد : شما در پيش من بهترين بندگان و برگزيدهء همه پيغمبرانيد . امروز حساب و كتاب و قسمت ثواب و عذاب و جنّت و نار را براى همهء خلايق اوّلين و آخرين به شما رجوع نموده و به اختيار شما مقرّر فرمودم . بعد از آن ايشان بر كرسيهاى عزّت و كرامت نشسته و همهء خلايق در خدمت ايشان حاضر گشته ، به امر الهى فرشتگان ، دوزخ را ، كشان‌كشان با هزار مهار ، در مهار كرده و در دست صد هزار فرشته در نهايت شدّت و صلابت و غلظت و مهابت مىآرند و [ دوزخ ] از ترس غضب الهى بر خود مىلرزد ، و تضرّع و زارى مىكند و از فرشتگان مىپرسد كه مرا به چه كار مىبريد ؟ مگر خداى تعالى بر من غضب كرد ، يا مگر من گناهى كرده‌ام كه مستوجب عذاب و عقاب گشته‌ام ؟