تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ملائكه گويند : ما از اينها خبرى نداريم ، پس ندا از پيش خدا آيد كه اى جهنّم مترس كه تو را عذاب نمىكنم ، تو را براى عذاب ديگران آفريده‌ام . پس از آن ترس و اضطراب تسكين يابد و شكركنان به سجده افتد ، بعد از آن تسبيح‌گويان سر بردارد و از نهايت خشم و غضب بر كافران و گناهكاران فرياد كنان ، مىدود و مىرود . و شراره‌ها به عدد ستاره‌ها از او مىجهد . هر شراره به بزرگى ابر پاره در غايت بزرگى ، و دودش تمام محشر را سياه و تاريك كند ، چنانچه هيچ كس نبيند مگر جمعى كه از نور علمشان آن ظلمت را از ايشان دفع كند و حواليشان را روشن گرداند . چون خلايق دوزخ را به آن حال بينند ، دلهاى همه به لرزه آيد و از جا كنده شود و عقلها همه حيران گردد و همه بند بند بر خود بلرزند و در هيچ چشمى قطره‌اى نماند مگر اشك همه را بريزاند در اين وقت ، جزع و فزع و بلا و مصيبت ، به نهايت شدّت رسد ، در اين حال اگر هر پيغمبرى عمل هفتاد پيغمبر كرده باشد گمان كند كه از آن نجات نيابد . چون جهنّم در عرصهء قيامت حاضر شود ، يك شعله از او بيرون آيد تمام محشر را فروگيرد و به هر خوب و بد احاطه كند . پس هيچ آفريده نماند ، نه پيغمبرى مرسل و نه ملك مقرّب تا به ديگران چه رسد ، مگر همه به دو زانو درآيند و نجات و خلاصى خود را سؤال نمايند ، و هيچ كس نام فرزند و پدر خود را نبرد ، سواى اينكه هر كس گويد : « ربّ نفسى نفسى » سواى حضرت پيغمبر آخر الزمان - صلوات اللّه عليه - كه گويد : « ربّ امّتى امّتى » . بعد از آن نامه‌هاى اعمال هر كس را بگشايند و به دستش دهند ، و فرشتگان را كه در دنيا موكّل نامه‌هاى عمل و شاهدان اعمال ايشان بوده‌اند ، حاضر گردانند و زبان گناهكاران را مهر كنند تا انكار نتوانند كرد و مكان و زمانى كه در آن دست و پا و اعضايى كه به آن گناه كرده‌اند به امر الهى همه به زبان آيند و گواهى گناهى كه كرده‌اند دهند و ملائكه كه شاهدند شهادت خود را بجا آرند .