نمايند .
و گويند : شأن او اعظم از آن است كه بىترتيب و وساطت « 1 » ، خود مباشر وجود هر چيز شود ؛ و بر جلال او محال است كه بىواسطه ، خود مرتكب ايجاد همه چيز گردد ؛ و اين همان است كه در احاديث بسيار آمده كه خداى تعالى براى هر كارى فرشته [ اى ] موكّل « 2 » نموده و بر هر امرى اميرى « 3 » مقرّر نموده كه به اذن و امر او هر چه فرمايد به تقديم رساند « 4 » ؛ و چنان كه « 5 » تقدير اسباب در عالم « 6 » جسمانى ، به اتّفاق ، دلالت بر عجز و ضعف جناب او نكند ، بلكه همه ، دليل عظمت و رفعت « 7 » اوست ، همچنين توسيط اوساط « 8 » در عالم روحانى ، هيچ گونه مستلزم قصور و فتور آن جناب نيست ؛ بلكه تمام « 9 » ، برهان علوّ شأن و سموّ منزلت اوست .
و از جمله شواهد بالغهء بر اين مطلب ، تتمّهء حديث اوّل را گويند كه « 10 » حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه « 11 » - بعد از عبارت سابقه فرمود : « تجلّى لها « 12 » ربّها فاشرقت و طالعها فتلألأت و القى فى هويّتها مثاله فاظهر عنها افعاله »
يعنى « خداى ايشان در ايشان جلوه نمود و به نظر شفقت و مرحمت « 13 » و تربيت ايشان را مطالعه فرمود « 14 » ؛ پس ايشان به نور و ضياى يزدانى روشن و نورانى شدند ؛ و در ايشان گذاشت مثال خود را ؛ پس از ايشان به ظهور آورد افعال خود را » ؛ و نظير اين حديث شريف است احاديث ديگر كه در فضل اطاعت الهى وارد شده و مجمل مضمون آنها اين است كه هر كس اطاعت خداى تعالى چنان كه فرموده كند « 15 » ،
هامش
( 1 ) . ب : « واسطه » .
( 2 ) . الف و ب : « فرشته موكّل » .
( 3 ) . ب : « اميرى » ندارد .
( 4 ) . الف : « كه به اذن . . . به تقديم رساند » ندارد .
( 5 ) . ب : « رساند چنانچه » .
( 6 ) . ب : « اسباب كه عالم » .
( 7 ) . ب : « رفعت و عظمت » .
( 8 ) . الف : « همچنين به وسيط اوساط » .
( 9 ) . ب : « تمامى » .
( 10 ) . ب : « كه » ندارد .
( 11 ) . الف : « صلوات اللّه عليه » ندارد .
( 12 ) . الف : « تجلّى بها » .
( 13 ) . ب : « و مرحمت » ندارد .
( 14 ) . الف : « فرموده » .
( 15 ) . ب : « نمايد » .