و ايضا حكما گويند : روح انسانى « 1 » مجرد است ؛ يعنى در وجود خود « 2 » محتاج به بدن نيست و حقيقت و ذات انسان همين روح است و بدن آلتى است براى او مثل قلم براى كاتب و مركب براى راكب ؛ و از جمله شواهد نقليّه بر اين مطلب اين « 3 » حديث را گويند كه در كتاب بصائر الدرجات از حضرت امام جعفر صادق « 4 » - عليه السّلام - روايت نموده كه فرمود : « روح در بدن مثل گوهرى است در صندوق ؛ چون گوهر را برداشتى پروا نكنى از صندوق « 5 » ؛ هر جا خواهد افتد » و همان سؤال و جواب كه در ملائكه مذكور شد ، در روح انسان نيز واقع شود ؛ و ايضا براى اجسام فلكى اثبات ارواح كنند مثل روح انسان و به همين معنى مجرد دانند و اجسامشان را ابدان ايشان گويند .
و ايضا گويند « 6 » : جناب الهى چنان كه موجودات « 7 » اين عالم را هر يك به قوّتى و خاصيّتى مخصوص نموده و آنها را سبب و واسطهء وجود « 8 » چيزهاى ديگر فرموده ، چنان كه آفتاب و ماه و كواكب و آتش و آب و امثال آنها ، واسطهء حدوث نور و حرارت و برودت و نشو و نما و طبخ و نضج انواع اشجار و اثمار و غير آنها ؛ و اينها را همه ، آثار « 9 » و افعال آنها كرده ، و همچنين اشخاص انسان و حيوان را بعضى پدر ، و بعضى را « 10 » مادر ، و آنها را واسطهء وجود فرزندان « 11 » گردانيده ، كذلك عقول را خلعت نور پوشانيده و شربت قوّت خود نوشانيده و ايشان را به عزّ مرتبهء « 12 » وكالت خود رسانيده و اسباب و وسايط نشر رحمت و بسط « 13 » نعمت خود گردانيده كه به امر و اذن او انواع موجودات به وساطت ايشان « 14 » به وجود آيند و در عرصهء عالم جلوه
هامش
( 1 ) . ب : « انسان » .
( 2 ) . ب : « خود » ندارد .
( 3 ) . ب : « آن » .
( 4 ) . ب : « صادق » ندارد .
( 5 ) . ب : « پروا از صندوق نكنى » .
( 6 ) . ب : « گويند كه » .
( 7 ) . ب : « موجود است » .
( 8 ) . ب : « وجود » ندارد .
( 9 ) . الف : « و غير آنها همه را آثار » .
( 10 ) . ب : « را » ندارد .
( 11 ) . ب : « فرزند » .
( 12 ) . ب : « عزّ و مرتبه » .
( 13 ) . ب : « بساط » .
( 14 ) . ب : « به واسطه ايشان » .