جايى به جايى حركت كند و انتقال نمايد ؛ و حركت و « 1 » انتقال ، دليل ضعف است « 2 » و نقصان ؛ و هر ضعيف « 3 » و ناقص ، مخلوق « 4 » . و امّا شرعا ، اولا به « 5 » همين حديث ؛ چه هرگاه در آن مرتبه ، هيچ چيز غير خدا نبود ، زمان كجا بود كه خدا در او باشد ؟ و ديگر ، ساير احاديث ؛ از آن جمله محمّد بن يعقوب كلينى - رحمه اللّه « 6 » - روايت كرده از امام همام جعفر بن محمّد الصّادق « 7 » - عليه السّلام - كه فرمود : « هر كس گمان كند كه خداى تعالى از چيزى يا در چيزى يا بر چيزى است ، پس به تحقيق كافر است » و شيخ صدوق - رحمه اللّه « 8 » - روايت كرده از همان حضرت - عليه السّلام « 9 » - كه فرمود :
« خداى تبارك و تعالى « 10 » ، موصوف به زمان و مكان و حركت و انتقال و سكون نشود ؛ بلكه او خالق اين همه است ؛ و منزّه « 11 » است از آنچه ظالمان به او نسبت مىدهند » و امثال اين اخبار بسيار است ؛ و اگر بىآنكه كسى « 12 » فرض و اعتبار كند ، زمان چيزى نيست ، بلكه معدوم است ، پس چيزى كه نيست ، چون خدا در او خواهد بود ؟ اگر « 13 » گويند :
زمان امرى است موهوم يا اعتبارى ، كه وهم آن را توهّم يا عقل آن را انتزاع و اعتبار كند ، گوييم : در مرتبه [ اى ] كه « 14 » غير خدا هيچ نيست ، كو وهم و عقل كه توهّم و انتزاع كنند « 15 » و كو چيزى كه از او انتزاع و توهم كنند « 16 » و ايضا بر تقديرى كه انتزاع شود و در وهم يا عقل « 17 » موجود گردد ، در خارج موجود « 18 » نيست و خدا در خارج موجود است ، پس چون موجود باشد در زمانى كه در خارج موجود نيست « 19 » ؛ بلكه در وهم يا در عقل موجود است .
هامش
( 1 ) . الف : « و » ندارد .
( 2 ) . ب : « است » ندارد .
( 3 ) . الف : « و همهء ضعيف » .
( 4 ) . ب : « مخلوق است » .
( 5 ) . ب : « به » ندارد .
( 6 ) . ب : « رحمه اللّه » ندارد .
( 7 ) . ب : « محمّد صادق » .
( 8 ) . الف : « كه فرمود كه خداى تعالى » .
( 9 ) . الف : « عليه السّلام » ندارد .
( 10 ) . الف : « كه فرمود كه خداى تعالى » .
( 11 ) . ب : « خالق اين جمله و منزّه » .
( 12 ) . الف : « اگر نه آن كسى » .
( 13 ) . ب : « در او تواند بود ؟ و اگر » .
( 14 ) . الف و ب : « در مرتبه كه » .
( 15 ) . الف : « كند » .
( 16 ) . ب : « كند » .
( 17 ) . الف : « شود ، در وهم و عقل » .
( 18 ) . ب : « در خارج ، خود موجود » .
( 19 ) . ب : « پس چون موجود . . . خارج موجود نيست » ندارد .