تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

فصل پنجم « 1 » در بيان اراده و اختيار الهى - عزّ و جلّ - « 2 »

حكما گويند : اراده و اختيار نيز مثل ساير صفات كمال ، عين ذات اوست - تعالى شأنه - كه اگر زايد بر ذات باشد ، لازم آيد كه ذات او به محض ذات خود مضطر ، و در كمال خود محتاج به غير باشد ؛ و متكلّمان « 3 » گويند كه : اگر اراده و اختيار عين ذات باشد ، لازم آيد كه بر او واجب باشد كه وجود عالم را خواهد ؛ چه هرگاه اختيار عين ذات باشد ، نتواند كه رفع شود ؛ پس نتواند كه نخواهد ؛ و چون واجب باشد كه خواهد ، واجب باشد كه هميشه خواهد و « 4 » هميشه كند ؛ پس لازم آيد كه فاعل مختار نباشد ؛ بلكه « 5 » موجب و بىاختيار باشد ؛ چه فاعل مختار آن است كه هرگاه « 6 » خواهد ، كند و گاهى كه « 7 » نخواهد ، نكند ؛ و ايضا لازم آيد كه عالم قديم باشد . و ايشان جواب گويند كه : عينيت اراده و اختيار ، مستلزم قدم عالم نيست ، بلكه وجود عالم ، تابع مصلحت است ؛ اگر هميشه مصلحت باشد ، هميشه خواهد و كند و اگر گاهى مصلحت نباشد ، نخواهد و نكند ؛ و ايضا مستلزم ايجاب و نفى اختيار نيست ؛ چه مختار كسى است كه خواهد و كند ، و نخواهد و نكند « 8 » ، خواه هميشه باشد ، و خواه گاه ، و خواه اراده و اختيار عين ذات باشند « 9 » ، و خواه زايد بر آن « 10 » ؛ چه او به اختيار « 11 » كه عين ذات است ، خير را مىخواهد « 12 » و شر را نمىخواهد ؛ پس هرگاه وجود زيد مثلا ، امروز خير باشد و پيش از اين خير نباشد ، او در ازل به اختيارى كه
هامش
( 1 ) . ب : « فصل پنجم » ندارد . ( 2 ) . الف : « عزّ و جلّ » ندارد . ( 3 ) . ب : « متكلّمون » . ( 4 ) . ب : « هميشه خواهد و » ندارد . ( 5 ) . الف : « نباشد كه بلكه » . ( 6 ) . ب : « كه گاهى » . ( 7 ) . ب : « كه » ندارد . ( 8 ) . الف : « كه خواهد كند و نخواهد نكند » . ( 9 ) . ب : « باشد » . ( 10 ) . ب : « زايد بر ذات » . ( 11 ) . ب : « اختيارى » . ( 12 ) . الف : « بخواهد » .