تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
را برسيم ، پس مر مبدأ اول را علت هيولانى خوانند و مبدأ دوم را علت صورى خوانند . پس نفس كلى بافاضت عقل گويى از جود بارى از پس هيولاى نخست آن چهار طبع مفرد را كه انديشهء نفس كلى صورت شد بهشت قسمت كرد و هر يكى را از آن به دو نيمه كرد . گرمى را به دو بخش كرد : يك بخش ازو به خشكى پيوست و زو گوهر آتش آمد و ديگر بخش ازو بترى پيوست و زو گوهر هوا آمد . و مر ترى مفرد را به دو بخش كرد : يك بخش ازو بسردى پيوست و زو گوهر آب آمد و ديگر بخش ازو بگرمى پيوست و زو گوهر هوا آمد . و مر سردىء مفرد را به دو بخش كرد : يك بخش ازو به خشكى پيوست و زو گوهر خاك آمد و ديگر بخش ازو بترى پيوست و زو گوهر آب آمد . و مر خشكىء مفرد را به دو بخش كرد : يك بخش ازو بگرمى پيوست و زو گوهر آتش آمد و ديگر بخش ازو بسردى پيوست و زو گوهر خاك آمد . و گفتند حكماء كزين چهار طبع دو كاركنانند و دو كارپذيرانند ، و آن دو كار كن گرمى و سردىاند و آن دو كارپذير ترى و خشكىاند ، و آن دو كار كن يكى كار كن مهتر است و ديگر كار كن كهتر است ، و زين دو كارپذير يكى كارپذير مهين است و يكى كارپذير كهين است ، اما كار كن مهين گرمى است و كار كن كهين سردى است ، و كارپذير مهين خشكى است و كارپذير كهين ترى است ، و گرمى كار كن سبكى است و سردى كار كن گرانى است و خشكى كارپذير زوديست و ترى كارپذير ديريست ، پس گوهر آتش مركب است از كار كن مهين كه گرمى است و از كارپذير مهين كه خشكى است ، وز دو فعل ايشان يكى سبكى و ديگرى زودى اثر دارد ، بدين سبب از ديگران لطيف‌تر و شريفتر و عالىتر آمد و كنارهء عالم گرفت . و گوهر هوا مركب
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 71 | ناصر خسرو