تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
فعل عالم هيولانى اين صورت مردم است كه پذيراى آثار عقل و نفس است تا به آخر كار صورتها مجرد كردند چون فعل بارى . پس گوئيم كه قسمت اول از وجود عالم هيولانى بازبسته است بحكمت مبدع حق ، و قسمت دوم وجود عالم بازبسته است به تمام شدن نفس و رسيدن بدرجهء عقل ، و قسمت سوم از وجود عالم بازبسته است بوجود خداوند قيامت . پس ابتداء هيولى و صورت كه پديد آمد آن بود كه نفس تمامىء خويش طلب كرد و از آن طلب جنبشى و همى پديد آمد ، و چون آن جنبش از جوهرى عالى بود از اثر آن جنبش گوهرى سفلى پديد آمد ، و چون آن جنبش پديد آمد ازو حرارت پديد آمد ، و چون حرارت بغايت رسيد غايت او برودت آمد ، و چون برودت - اعنى سردى - بغايت رسيد ازو ترى پديد آمد - همه جدا جدا - و چون ترى بغايت رسيد ازو خشكى پديد آمد . و معنىء آنچ گفتيم كه اين چيزها جدا جدا پديد آمد آنست كه همه بايد كه اين چهار طبع جدا جدا صورت شود اندر نفس خوانندهء علم حقيقت . و قول حكماء آنست كه اثر ابداع لطيفتر است از گوهر مبدع ، اعنى كه نفس كل كمترست از عقل كل كه او اثر ابداع است و همچنين گوهر نفس كلى شريفتر است از اثر آن كه مبدأ عالم هيولانى است ، آن هيولاى مطلق كه او را هيولاى اولى گويند ، و آغاز هيولى از طاعت كردن نفس كل پديد آمد از آن علت كه گفتيم ، و وجود صورت كه مبدأ دوم است از افاضت الهى پديد آمد كه عقل بنفس رسانيد بفرمان مبدع حق . و بدين قول كه گفتيم پيدا كرديم كه نخست هيولى بود و پس از آن صورت بود ، و دليل بر درستىء اين قول آنست كه امروز صورتها را نفسهاى جزئى و هيوليها همى پديد آرد ، و چون نگاشتن درودگر مر صورت در را بر چوب و زرگر صورت انگشترى