نيست ، و تكليف نباشد جز آنك بنخست درجه مهمل باشد ، اعنى گذاشته بىعلم ، و مردم مهمل نباشد تا حيوان نباشد ، و حيوان نباشد تا نبات نباشد ، و نبات نباشد تا گوهرها گذارنده و ناگذارنده نباشد ، و جواهر نباشد تا طبايع نباشد ، و طبايع نباشد تا عالم نباشد ، و عالم نباشد تا هيولى و صورت نباشد . پس آغاز كرد اندر صنعت و حاصل كردن قيامت كه اول انديشهء نفس آن بود از هيولى و صورت كه آخر انديشهء او آن بود ، و اين معنىء قول حكماء است كه گفتند « اول الفكرة آخر العمل و اول العمل آخر الفكرة » آغاز انديشه پايان كار كرد باشد و آغاز كار پايان انديشه باشد ، و بومحمد قتيبى « 1 » اندر كتابى كه آن را « ادب الكاتب » خوانند گفته است : كه كسى باشد كه اين بنداند تا بآموختن اين حاجت آيدش ، و لكن نابينايان از روشنايى آفتاب چه آگهند .
و نزديك حكماء شرعى چنانست كه خود عالم هيولانى از سه حال بود :
نخست از حكمت مبدع حق كز آن صورتهاى مجرد و گوهرهاى عالى پديد آمد ، و آن فعل مبدع حق است ، و فعل مبدع حق همه كاركنانند ، و كار ايشان را پذيرندگان واجب نيايد و نه جايگاه ، و جاى فعل ايشان طبيعت كلى است كه آن اصل بودش عالم هيولانى است ، و فرعهاى آن اصل دو نوعاند : يكى هيولى و ديگر صورت كز ايشان اين عالم هيولانى پديد آمدست ، و پذيرندهء
هامش
( 1 ) ابو محمد عبد اللّه بن مسلم بن قتيبهء دينورى ، بسال 213 هجرى در شهر كوفه زاده ، در مدينة السلام بغداد كسب علم و ادب كرده ، و در سنهء 276 در بغداد گذشته شده است .
پدر ابن قتيبه مروزى است ( مروشاهجان ) خودش چون سالى چند قاضى « دينور » بوده بدان شهر منسوب شده است . - دينور شهر آبادى بوده است نزديك كرمانشاه .
ابن قتيبه از اعلام علماء و ادباء و حفاظ و يكى از نوادر روزگار است ، تصانيف بسيار دارد : غريب القرآن ، معانى القرآن ، كتاب القراءات ، مشكل الحديث ، تأويل مختلف الحديث ، جامع الفقه ، دلائل النبوة ، ادب الكاتب ، طبقات الشعراء ، عيون الاخبار ، المعارف .