تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
ناطقهء او قوى شود و چيزهايى تعليم ببيند ، از بهر آنك نفس را كار كردن طبع است و چون مرو را از چيزهاى طبيعى بازدارى و او از كار فرو نشيند به قوت نفسانى چيزهايى ببيند از عالم خويش كه آن اندر ذات اوست ، بر مثال چشم كه چون كار او ديدن است هر وقت كه مرو را از علت پاك گردانى چيزهاى جسمانى را بىتكلف و بىنمون نماينده ببيند ، و اين برهانى روشن است خردمندان را از جسمانى بروحانى .

صف بيست و يكم سخن اندر آفرينش عالم و بخشهاى آنچه موجود است از لطائف و كثائف

هر گروهى را از دانايان چه از حكماء علم دين و چه از پيشروان علم طبايع و چه از رئيسان علم الهى اندر وجود عالم جسمانى سخن است ، و اندر جواهر عالى و صورتهاى عقلى اختلاف كرده‌اند . و ما از جمله آنچ محصول و مراد و مغز سخنها است بيرون كنيم و بازنماييم جويندگان حق را كه برين خوان آراستهء ما نشينند با دست شستهء به آب پرهيز و معدهء گرسنهء طعام و شراب نفسانى . گوئيم كه آفريدهء مبدع حق سبحانه جمله بر سه قسم است : يكى ازو فوق الزمان است چون عالم الهى و عقلانى و نفسانى كز روزگار برتر است و او را زوال نيست ، ديگر قسمت آنست كه مع الزمان است چون عالم جرمانى و نورانى كه روزگار او را پيشى و پسى نيست ، سيم قسمت آنست كه تحت الزمان است - اعنى كه زير روزگار است - و آن عالم جسمانى است . پس گوئيم كه آنچ زير زمان است از موجودات هم كاين است و هم فاسد ، اعنى هست