تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

صف بيستم سخن اندر نفس كه چون پاكيزه شود ديدار افتدش اندر لطائف و اندر بودنيها

گوئيم كه مر نفس را بذات او اندر ديدارى است جرين ديدار چشم و رفتن و ايستادن است او را و گرفتن و دست بازداشتن است او را و جز آن برابر اين فعلها كه اندر محسوسات مىكند ، و فعلهاى ذاتى او شريفتر است ازين عرضى ، پس همىنمايد كه مر نفس را اندر ذات او حواسى است كه اين حواس ظاهر ماننده است مر آن را مانندگىء دور ، از بهر آنك بسيار كس است كز مادر نابينا زادست و علمهاى شريف آموخته است چون حساب و هندسه و منطق و كتاب خداى را ياد گرفته است و كتب حكما را دانسته است تا نفس او بذات خويش كتابها گشته است ، و او همىبيند اندر هر علمى آنچ مرو را بنمايند ، و ديگر كسان از ديدن آن چيزها كه او همىبيند نابينااند . پس اين حال دليل كند كه نفس را چشمى هست از ذات او و مر آن چشم را از نفس داناى آموزگار آفتابى هست كه چيزها را بدان چشم ذاتى نفس بنمايد بر مثال آفتاب و چراغ كه شكل و صورت جسمانى به چشم نگرندگان اندر پديد آرد . و گواهى دهد بر درستىء اين دعوى قول خداى تعالى كه مر رسول را عليه السلام گفت ، قوله
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً »
گفت : اى پيامبر ما بفرستاديم ترا گواه بر خلق و مژده دهنده و بيم‌كننده و خواننده سوى خداى بدستورىء أو و چراغى روشن . و گروهى از مردمان چنين گويند كه چون مردم جهد كند و نفس