ذرهيى بدى كند مر آن را ببيند . و سخن اندر نيكوكرداران همچنين است ، اگر كسى راستگوى و حقشناس و نيكو خواه و نصيحت كار باشد و مردمان مرو را دروغ زن و مبطل و بد خواه و خائن دارند او به نزديك خويش و نزديك خداى راستگوى و محق باشد ، پس علم او براستى و حق خويش صورت نفس او باشد و بنيكويى صورت خويش مرو را لذتى و شادىئى و توانگرى بحاصل آيد كه آن شادى و توانگرى جاويد با او بماند ، چنانك خداى تعالى گفت اندر صفت بدكرداران و نيكوكاران ، قوله
« إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى . »
گفت : هر كه گناه كار به پيش خداى شود مرو راست دوزخ كه اندرو نه زيد و نه ميرد و هر كه پيش خداى شود مؤمن و كردارهاى نيك كرده ايشان راست درجات برترين بهشتهاى جاويد كه جويها زير او همىرود و جاويد ايشان اندرو باشند آنست مكافات آن كسى كه خويشتن را پاكيزه كند . و دليل بر درستىء اين حال ظاهر مردم است كه او بدين صورت جسدانى نكو چهره و درستاندام است شادمانه باشد بدرستى و نيكويى خويش و خرمى گذرنده است بگذشتن صورت جسدانى ، كه همه مردم بر يقين است از مرگ خويش و ناچيز شدن جسد ، و همچنين هر مردم كه داند كه چهرهء او زشت است و اندام او ناقص است او هميشه اندوهگين باشد و از ديگر مردمان پرهيز كند و شرم زده باشد ، و لكن اين اندوه گذرنده است بگذشتن زندگانىء اين جهانى و شادى و خرمى و خوشى و توانگرى و نيكويى و غم و اندوه و زشتى و دشوارى و درويشىء نفسانى باقى است ببقاء نفس ناطقه . همه خداوندان