تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
او بران كار برو گواهى دهد . دليل بر درستىء اين دعوى آنست از روى عقل كه مردم بدكردارى بدين اندامها تواند كردن كه بر جسم مردم دست‌افزارهاى نفس است ، و هر كه چيزى بخورد دهان و كام او مرو را گواهى دهد بچگونگىء مزهء آن طعام ، و گر زنا و لواطت كند فرج او بدان لذت كه بيابد مر نفس را خبر دهد ، و همچنين چشم بدانچ ببيند گواه نفس است ، اگر آنچ بيند زشت يا نيكو خبر آن براستى پيش نفس برد و بگويد كه چه ديدم ، و گر از كسى چيزى بستاند بدست ستاند و دست گواهى دهد مر ذات نفس را كه من ستدم ، و هم امروز اين آلتها با نفس مردم خود سخن مىگويد و هيچ كس مرين حال را منكر نتواند شدن . پس چرا عجب بايد داشتن از آنك روز قيامت همين گواهى اندران نفس بد كردار نگار كرده باشد كه اندر هر اندامى ازين اندامها از نفس مردم شاخى است كه آن اندام آن فعل به قوت آن شاخ كند كز شاخهاى نفس به دو پيوسته بود . و گوئيم كه هر فعلى كزين اندامها بيايد از بد و نيك آن فعل اندر نفس مردم نگار كرده شود . و گواه است بر درستىء اين قول آنچ خداى تعالى همىگويد قوله :
« يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
گفت : آن روز گواهى دهند بريشان زبانهاى ايشان و دستها و پايهاى ايشان بدانچ كرده باشند . پس گوئيم كه كارهاى مردم اندر نفس مردم نگار شود و نفس نامه‌يى گردد نيك و بد نبشته چنانك هم او خود آن نبشته را بخواند و همه نفسها مران بد كردار را بشناسد ، از بهر آنك نفسها اندر آن عالم مجرد باشد از كالبد و از تاريكىء طبيعت ، چنانك خداى تعالى همىگويد ، قوله :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »
گفت : هر كه همسنگ ذره‌يى اندرين جهان نيكى كند مر آن را ببيند و هر كه همسنگ