تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
آن عالم كه اندرو هيچ خلاف نيست ، و چنان كه آنجا رسيدى بر آن حال بماند ابد الابدين بسبب بىخلافى آن عالم و يكتائى آن از اضداد و مخالفان ، و آن عالم كه همىگوئيم كه نفسهاى مردم آنجا بازگردد بدان مر نفس كلى را همىخواهيم كه نيكوكاران را ثواب بىاندازه ازوست و گناهكاران را عذاب بىكرانه ازوست بىآنك هيچ خلاف افتد مران را ، از بهر آنك هم ثواب نيكوكار و هم عذاب گناه‌كار از يك چيزست و آن چيز از حال خويش گردنده نيست و نه اين نفس كه آنجا رسد نيز هيچ گردش پذيرد آنجا بسبب يكتايى و بىخلافى آن عالم ، پس مثاب جاويدان اندر ثواب بماند و معاقب جاويدان اندر عقاب بماند . اينست سبب هميشگى ، ثواب مر بهشتى را و عقاب مر دوزخى را .

صف نوزدهم اندر باقى گشتن كارهاى مردم و ضايع ناشدن نيك و بد نزديك خدا

بگواهىء كتاب و عقل بر دانا واجب است مر علم حقيقت را بشرح و بيان بفهم مستجيب نزديك گردانيدن و راه پرسيدن اندر علم بر شاگرد ببرهان عقلى و آيات قرآن كوتاه كردن تا عالم بنفس خويش مزدومند « 1 » شود و رنج او مر متعلم را برومند گردد . پس ما گوئيم كه پيش ازين اندرين ، كتاب بازنموديم كز خاصيت عقل است اختيار نيكو كردن و از زشتى و ناپسند دور بودن ، و اكنون گوئيم كه : نيكو داشتن مر نيكو را امر معروف باشد و زشت داشتن مر زشتى را بازداشتن باشد از منكر ، و اين حال بهمهء عقلها اندر است و همهء رسولان از خداى
هامش
( 1 ) مثد : صاحب و خداوند ، بيشتر در آخر كلمات آيد ، همچون دولتمند ، يعنى صاحب دولت