تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
بر ايشان غلبه گيرند ، و دانايان از دانش بنام بسنده كنند ، آن وقت حق بر اثر آن حال آشكارا شود و فرمان اندر عالم يكى شود ، چنانك خداى تعالى همىگويد ، قوله :
« يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ »
. همىگويد : روزى باشد كه هيچ نفسى را بر هيچ نفسى پادشاهى نباشد ، و فرمان آن روز خداى را باشد . و دعوت به باطن محض باشد ، و هر كس كز علم حقيقت خبر ندارد و نتواند مر آن را پذيرفتن و نتواند مر آن را دفع كردن ، و به دو جهان ببلا آويخته شوند و فساد از عالم بپديد آمدن او عليه أفضل السلام برخيزد ، از بهر آنك نفس كلى آمدن او بعقل كلى پيوسته شود ، و امروز شريعت بجهل برگرفته‌اند ، فردا بعدل و حق برگيرند . و خود چنين واجب آيد ، از بهر آنك مردم ميانجى است ميان ديوى و فريشتگى ، و امروز جهان ديوان دارند و فردا فرشتگان را بايد داشتن .

صف سدم سخن اندر عقل كل كه او مبدع « 1 » است نه مبدع

مبدع حق آنست كه چيز را نه از چيز او پديد آورد ، و همه مبدعات ازين صنع عاجز آمدند ، و بدين سبب لازم آمد دانستن كه صانع عالم جسمانى نه مبدع حق است بلك روحانى است . از آنك مر روحانى را اندر جسمانى متصرف يافتيم به بسيار رويها ، چنانك همىبينيم كه روح مردم مر جسم او را كار همىفرمايد بگونه گونه علمها ، و چون روح از جسد جدا شود جسد
هامش
( 1 ) مبدع بفتح دال : پديدآورنده .