تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
افتد باقى بندها و غلها از امت برگيرد و خلق را نگه دارد بسياست ربانى و قوت نفس قدسى . و چون مر شريعت را به دو حال يافتيم از محكم و متشابه ، و محكم آن بود كه عالم را بىآن صلاح نيست ، و متشابه آن بود كه اگر آن نباشد روا باشد كه ظاهر عالم را فسادى نيوفتد ، خواستيم كه بدين جاى ميان محكم و متشابه شريعت فرق كنيم و پيدا كنيم كه كدام بر گرفته شود از خلق بدان زمان كه نفوس خلق عالم مر علم توحيد را باخلاص پذيرا شوند ، و بگوئيم كه آنچ برگيرند از شريعت چرا برگيرد . پس گوئيم كه شريعت بعضى عقلى است و بعضى وضعى . عقلى چون حرام كردن كشتن مردم باشد و ستدن مال مردمان بناحق و بستن نكاح ميان مردمان و زنان كه بستها بدان درست است و چون فروختن چيزها از زمين و جامه و جز آن . و اين چيزهاى است كه عالم را بىاين نظام و راستى نيست ، و گر آن چيزها بر گرفته شود نظام و راستى از عالم برگرفته شود ، و اين چيزها اندر زير امر و نهى است ، اعنى كن و مكن ، و وضعى چون آبدست و نماز و زكات و حج و جز آن ، كه اين چيزهايست نهاده از بهر آن چيزها كه پوشيده است در زير آن و حج مسلمين به خانه خداى به مكه است همچنانك حج جهودان به بيت المقدس « 1 » است ، و هر يكى ازين دو خانه آنست مر گروهى را كه مر آن خانه را مانندى نيست ، و همچنين آتشخانها مر مغان را حج است ، و سبب اين خانها كه پرستشگاه خلق گشت آن بود كه پيامبران دانستند كه امت پس از ايشان بفريب ديوان فريفته شوند و از پس ايشان روند تا هر پيمبرى مر خانه‌يى را خدا نام كرد ، و خلق را بفرمود راهى بدان كردن ، تا بدان مر ايشان را دليل باشد بر آنك امام حق يكى
هامش
( 1 ) نام شهرى كه مسجد اقصى در آن است « اورشليم » است .
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 282 | ناصر خسرو