مر ايزد را تعالى بصفت خلق از قادر و عالم و حق و جز آن گواهى همىدهد بر فتنه شدن ايشان برين عالم كه اين همه صفت زايشهاى اوست ، تا واجب شد بر فرستادن طبيب سوى نفسهاى خلق از پيامبران حق عليهم السلام ، تا بازدارند مر ايشان را از بعضى از چيزهاى كه آن را جويندهاند و مباح گشتن ايشان را از طاعت آنچه مر آن را دشوار دارند . و اندر هر زمانى رسولى مر ايشان را رياضت همىكند تا نفسها را بدان رياضت پاك شدن باشد از بيمارىء نادانى و ميل او سوى عالم طبيعى ، و چون زمانى كه اندر او آفات تشبيه و تعطيل بر نفوس اوفتاده است بگذرد و نفسها بتوحيد و تقديس ايزد تعالى رسد اين بندها و غلها از ديو برگيرد و زيشان عبادات بانديشهء پاك و خاطر روشن پسنده كنند ، وز جسد بر آن انديشه اشارت و مثال بخواهند ، چنانك خداى تعالى همىگويد اندر فضل مصطفى صل اللّه عليه و آله كه اين غلها از خلق برگيرد مر آن شريعتهاى گذشته را همى اغلال و اصر « 1 » خواند ، قوله :
« وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ »
. گفت : رسول عليه السلام فرو نهد غلها كه بريشان بود ، و آن فرو گرفتن بند و غل از امت او صل اللّه عليه و آله پيدا آمد بر آنچ توحيد اندر طريق حق بغايت رسد اندر برج شهادت كه اندرو مجموع نفى و اثبات است ، و آن تشبيه و تعطيل باشد ، و چون توحيد ازين دو آلايش پاك بود شهادت باخلاص آنست ، و هر كه حق را از خاندان نبوت نپذيرفت بدين دو دريا غرق شد ، و هر كه اندر كشتىء نوح دور خويش آمد ازين هر دو غرقه شدن رسته گشت . و چون كار به زمان خداوند قيامت على ذكره السلام رسد و تشبيه و تعطيل كه بسبب سخن اندر شهادت آمده است برخيزد ، و چون كار بر انديشه
هامش
( 1 ) اصر : گرانى ( بار گران ) .