تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

صف نود و هشتم سخن اندر آنك از پس توبه گناه نماند

گوئيم كه مر بدى را اندر آفرينش اصل نيست - چندى پيش ازين اندر كتاب دلايل آن نموديم - و نيكى را اصل است ، چنانك روشنايى را ، كه او مانند خير است ، چشمهء مهر اصل است كه نور از و بر عالم فرو باريده است ، و تاريكى را كه او مانند شر است چشمهء پيدا نيست كه تاريكى از وهمى اندر چيزى اثر كند .

معارضه

اگر كسى گويد كه زمين چشمهء تاريك است بدانچ تاريكى از سايه او موجود است و آن شب است كه كل ظلمت در اوست .

جواب

مرو را گوئيم كه زمين را تاريكى نه ذاتيست چنانك مر چشمهء مهر را روشنائى ذاتيست ، و گر مر زمين را تاريكى صفتى ذاتى بودى تاريكى از و اندر اجرام آسمان اثر كردى ، همچنانك نور اجرام كه آن مر اجرام را صفتى ذاتيست همى اندر زمين اثر كند بروشن كردن مرو را و لكن تاريك است تا رسيدن نور مهر بر جملگى شخص زمين بيك دفعه هموار . و چو معلوم كرديم كه مر بدى را اصل نيست اندر آفرينش گوئيم كه مر نفس بدى را نيكى و خير اصلى است بر مثال اندامها مر جسم را و بدى و شر مرو را بر مثال ريش « 1 » و جراحت است ، و آبله و گر مر جسم را و اندامها را از آفرينش اصل و مادت
هامش
( 1 ) ريش : زخم .
خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 278 | ناصر خسرو