تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
تا همه خلق روى بدان آوردند ، بر مثال همه اندام مردم كه سالارى يك دل همى تمام نگاه داشته باشد ، و اگر اندرين مردم دو دل بودى هر دو ناقص بودى ، بدان دليل كه اين قوت كه بدين دل پيوسته است به دو دل پيوستى و چنين كه يكى تمام است به دو قسمت شدى ناچاره هر دو ناقص بودى ، و بناقص بودن دل شكست اندر جسد راه يافتى ، از بهر اين بود كه خداى تعالى گفت ، قوله :
« ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ »
. گفت : خداى نكرد مردى را دو دل از اندرون او ، همچنين روا نباشد كه اندر زمانه دو صاحب شريعت باشد ، يا اندر يك زمانه دو امام باشد ، كه شريعت بدان مهمل و با خلل بود . همچنين كه امروز چندين اختلاف هلاك‌كننده اندر دين افتاده است بسبب رفتن مردمان از پس امامان ناحق بهواى خويش .

صف نود و هفتم سخن اندر آنك چون نفس از جسد جدا شود توانا شود

گوئيم بتوفيق خداى تعالى كه نفس اندر مردم بسه مرتبت است : ناميه و حسيه و ناطقه ، همچنانك زايش عالم بسه مرتبت است : معادن و نبات و حيوان . و نفس ناميه عاجز است اندر تخم از رستن و از كار بستن قوت ، و نفس عاجزى عاجز نيست از كار بستن قوت خويش بيافتن مر محسوسات را ، و چون قوت نفس انسانى اندر نطفه باشد بر مثال تخمى باشد كه اندرو درختى باشد با همه آلتهاى درخت و عاجز باشد از پذيرفتن زيادت ، و چون اندر رحم ماده اوفتد توانايى يابد و قوت كار بستن خويش بپذيرفتن زيادت بر مثال تخم كه اندر خاك