تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
خويش بدان حركت كند ، و ديگر حركت آنست كه اندر افعال مر آن را كار بندد بر نيك و بد . و آن حركت كه مردم را عقليست مر آن را گاه‌گاه كار بندد . و هميشه از مردم حركت عقلى نيايد مگر بوقت كشيدن منفعتى يا بدفع كردن مضرتى ، و اين حركتهاى فرومايه از خوردن و رفتن و گفتن سخنهاى نابكار و جز آن هر وقتى باشد . و هميشه پس ازين حكم همى واجب آيد كه حركات ستارگان و افلاك و آنچ از بهر پديد آوردن اين شخصهاى تيرهء فرومايه باشد هميشه موجود باشد ، و آن حركت كز بهر پديد آمدن شخص باشد كه اندرو نگاه داشت ديگر شخصها باشد كه گاه‌گاه باشد . و چون حركات ستارگان و افلاك و آن حركت كه به دو سياست خلق و صلاح عالم بحاصل آيد متفق شوند شخصى معتدل پديد آيد ، كه آن شخص هم حركت بودش پذيرد و هم حركت سياست خلق ، و او رسول شود سوى ديگر مردمان كه شخصهاى ايشان جز حركت بودش نپذيرفته‌اند . - اينست سبب گزيدن صانع مر يك مردم را برسالت سوى ديگر مردمان . و نيز گوئيم كه ما فرو مانده‌ايم از اندر يافتن چيزى كه از آفرينش ما غرض آفريدگار ما آنست ، پس واجب آيد بر صانع حكيم فرستادن كسى از ما بسوى ما فروماندگان تا آگاهى دهد از آنچ رضاى او از ما در آنست و آنچ پيداست چون آفتاب فائدهاى شريعى اندر خلق از پاكيزه داشتن مر نفس خويش را از فعل ستوران و از داشتن مر آفريدگار خويش را به نماز و از مواسات « 1 » كردن با درويشان بزكات و جز آن . و گر صانع حكيم ما را بمراد ما دست بازداشتى هر كسى راهى ديگر گرفتى و هميشه كسى اندر
هامش
( 1 ) مواساة : يارى كردن بمال و به تن با كسى .