تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
مر كتاب خداى را مخالف باشد آن نه من گفته‌ام ، و چگونه مخالف شوم مر قول خداى را آفرينش عالم و تركيب جسد مردم چنان گواهى ميدهد كه خداى تعالى گويد ، قوله :
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ . وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
. همىگويد : ما آسمان را بر آورديم بنيروها و ما توانائيم و زمين را بگسترديم و ما نيك جاسازندگانيم و از هر چيزى ما بيافريديم دو جفت مگر ايشان ياد كنند . و اندر حد تأويل آسمان ناطق را مىخواهد كه او برتر از همه خلق است بمرتبت چنانك آسمان برتر از همه جسمهاست ، و بدانچ همىگويد بنا كرديمش بنيروها بدان نيروها عقل و نفس را خواهد و حدود روحانى را كه پيامبرى به قوت ايشان رسد بمردم ، و بدانچ گفت ما توانگرانيم اشارت بعقل و نفس كرد كه تأييد و تركيب ازيشان است ، و اين هر دو مايهء پادشاهى است ، بدانچ گفت كه زمين را بگسترانيديم بدان مر اساس را خواست كه او مر فائدهاى عقلى را كه از راه ناطق بر عالم جسمانى بارد بمنزلت زمين است مر فائده‌هاى آسمان را كه بر طبايع بارد ، بدانچ گفت ما نيك جاسازندگانيم آن خواست كه همچنانك زمين قرارگاه است مر جسمها را اساس قرارگاه است مر نفسها را ، پس سخت بزرگ نعمتى بود بپاىكردن اساس كه به دو نفسها از شبهت مثل و رمز رسته شدند و قرار يافتند از افتادن گهى بدين مثل و گهى بر آن رمز اندر ظاهر شريعت كه مر يكديگر را مخالف است ، پس گفت از هر چيزى دو جفت آفريدم يعنى كه پيامبرى از آن چيزهاست كه او با وصايت جفت است ، مگر ايشان ياد كنند و بدانند كه چون همه چيزها جفت است پيمبرى نيز جفت است و تنزيل با تأويل جفت است بر ظاهر بىمعنى نه ايستند . پس مرين قول را آفرينش عالم گواهى